شهر قرآن

راهی برای نزدیک تر شدن با قرآن

شهر قرآن

راهی برای نزدیک تر شدن با قرآن

پیامبر اکرم حضرت محمد (ص) فرمودند : دوست داشتم که سوره یاسین در قلب هر یک از افراد امت من جای گیرد :

موزیک پلیر




در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین نظرات

 (1/100125080)-   

پرسش:پیرامون سوره نخست قرآن حمد چه می گوئید؟ بیائید این سوره را با هم بخوانیم تا درون مایه گفتگوی مان آشکار شود. بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ: به نام خداوند بخشنده بخشایشگر و مهربان اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ: ستایش خداوندى که پروردگار جهانیان است. اَلرَّحْمنِ الرَّحیمِ: بخشنده و بخشایشگر است. مَالِکِ یَوْمِ الدّینِ: (خداوندى که) دارنده ی (صاحب) روز به پاخیزی (روز جزا) است. اِیّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیّاکَ نَسْتَعِینُ: (پروردگارا) تنها تو را مى پرستیم و تنها از تو یارى مى جوییم. اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ: ما را به راه راست رهنمون فرما! صِراطَ الَّذینَ اَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ: راه کسانى که آنان را پذیرای بخشایش و هدیه های (نعمت) خود ساختى، غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لا الضّآلّینَ: نه راه کسانى که بر آنان خشم کردى و نه گمراهان در نشان های (آیه) واپسین، گوئی کسی بر درگاه خدا نیایش می کند و این سخن از خدا نیست. و این گفته با اینکه قرآن آورده و گفته خداست ناخواناست. جایی خوانده بودم که یکی از دسته ها و رسته های مسلمان ها ، سوره حمد را از قرآن نمی دانند، و آنرا نیایش (دعا) آغازین و درگشای (فتح الباب) قرآن می دانند. (می کوشم پیرامون شان جستجو کنم و اگر چیزی یافتم اینجا بیاورم) خرسند می شوم از در روشنگری، برایم پاسخی بیاورید و نه از شیوه زبان بازی و واژه پردازی که شوربختانه شیوه دینداران امروزی گشته!

پاسخ:

1ـ چه علمای مطرح شیعه و چه علمای مطرح سنّی هیچکدام سوره ی حمد را خارج از قرآن ندانسته اند ؛ امّا نظرات شاذّ و نادر و خلاف اجماع امّت ، همواره و در هر مساله ای وجود داشته و دارد ؛ که قابل اعتنا نیستند. اگر بنا شود به هر ادّعای بی دلیلی ترتیب اثر داده شود ، اساساً حقیقتی در عالم باقی نمی ماند ؛ چرا که در باره ی هر حقیقتی دهها نظر مخالف نیز وجود دارد. در بین مسلمین ، سوره ی حمد از محکمترین سوره های قران است که نه یک بار بلکه دوبار بر رسول خدا (ص) نازل گشته است ؛ لذا آن را سبع المثانی گویند.

2ـ اگر ثابت شود که حتّی یک آیه از آیات قرآن موجود ، جزء قرآن نبوده و در قرآن داخل شده یا یک آیه از آن حذف گردیده ، در آن صورت کلّ قرآن کریم از حجّیّت می افتد ؛ چون در این صورت ، این احتمال که برخی آیات جزء قرآن نیستند و در آن داخل شده اند ، به تک تک آیات سرایت می کند ؛ و دیگر نمی توان با قطع و یقین این کتاب را کلام خدا دانست ؛ کما اینکه احتمال حذف نیز در قرآن رسوخ می کند. و در این صورت در حقیقت بشر امروز فاقد حجّت قطعی وحیانی خواهد بود. چون با فرض تحریف قرآن ، دیگر هیچ آیه ای از آن قابل اعتماد نخواهد بود. امّا این امر محال است ؛ چون براهین عقلی نبوّت عامّه ، وجود حجّت قطعی را در هر زمانی لازم و ضروری می دانند.  

3ـ امّا ترجمه ای که از سوره ی حمد آورده اید ، نمی دانم از کدام ترجمه گرفته اید ، ولی از هر جا گرفته اید به شدّت نادرست می باشد ؛ چنان که گویی جناب مترجم از خودش سوره ای جدید نازل نموده است.

4ـ این سوره تا آیه ی « مَالِکِ یَوْمِ الدّینِ » ، از زبان عبد نیست ، بلکه خداست که خود را معرّفی می نماید. لذا تا اینجا گمان نکنم که حضرت عالی اشکالی داشته باشید. امّا از آیه ی « اِیّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیّاکَ نَسْتَعِینُ » به بعد ، خداوند متعال از زبان بندگانش سخن می گوید. حال اگر گویید که چرا خدا از زبان بندگان سخن گفته گفته یا به تعبیری چرا خدا کلام بندگان را به عنوان سخن خود نازل نموده ؟ گوییم: این کار برای تعلیم بندگان می باشد ، یعنی خداوند متعال به بندگان می فرماید: بندگان من! اینگونه بگویید : « اِیّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیّاکَ نَسْتَعِینُ  ... ». لذا در حقیقت قبل از « اِیّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیّاکَ نَسْتَعِینُ » واژه ای مثل « قولوا ــ بگویید» در تقدیر می باشد. یعنی خداوند متعال بعد از این که خود را معرّفی نمود ، به خاطر این صفات که خدا دارد ، بلافاصله بندگان باید او را با آن عبارات یاد نمایند ؛ لکن چون بندگان نمی دانند چگونه خدا را به درستی یاد نمایند ، لذا خود خدا نحوه ی این یاد نمودن را آموزش می دهد. چرا که اگر این کار به خود بندگان واگذارد ، چرندیّات به هم می بافند ، همانگونه که در طول تاریخ بافته اند. از اینرو فرمود: «سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُون‏ ــــ منزّه است خداوند از آنچه توصیف مى‏کنند»(الصافات:159)

امّا اگر بگویید که چرا خداوند متعال قبل از آیه ی « اِیّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیّاکَ نَسْتَعِینُ » واژه ای مثل « قولوا ــ بگویید » را صراحتاً نیاورد؟

گوییم: خداوند حکیم با این شیوه ، خواست بفهماند که شما بعد از شناخت این اوصاف خدا ، فطرتاً و خودکار باید این گونه خدا را یاد نمایید ؛ بی آنکه ما به شما امر خاصّی بکنیم ؛ لکن ما فقط آنچه را که باید بگویید ، آموزش می دهیم تا شما در تطبیق ندای فطرت بر کلمات و الفاظ دچار اشتباه نشوید. همانند که کودکی که تازه زبان باز می کند و می خواهد چیزی بگوید ، لکن کلمه را بلد نیست ، در این حالت مادر از طرف او کلمه را بیان می کند تا او یاد بگیرد. مثلاً مادر احساس می کند که کودک می خواهد احساسات خود را نسبت به پدرش بیان کند ؛ ولی کلمه را بلد نیست ، در این حالت مادر از طرف کودک می گوید: سلام بابا ، سلام بابا ؛ یعنی تو هم همین کلمات را بگو.   

امّا شواهد قرآنی بر این مدّعا که خداوند متعال برخی اوقات ، واژه هایی چون « قل: بگو ! یا  قولوا ــ بگویید ! یا یقولون ــ می گویند » را حذف می کند تا منظورهای ویژه ای را برای اهل دقّت القاء نماید.  

الف ـ خداوند متعال می فرماید: « وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْراهیمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَ إِسْماعیلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمیعُ الْعَلیمُ  ــــ و هنگامى که ابراهیم ، پایه‏هاى خانه(کعبه) را بالا مى‏برد ، و نیز اسماعیل ، پروردگارا! از ما بپذیر، که همانا تو شنوا و دانایى‏» (البقرة:127)

در این آیه ، طبق فهم عرف مردم ، قبل از تعبیر « رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا » باید واژه ی « قالا ــ گفتند » ذکر می شد ؛ تا معنی چنین شود: « و هنگامى که ... گفتند: پروردگارا! از ما بپذیر ... » امّا این واژه ذکر نشد. امّا چرا چنین واژه ای ذکر نشد؟ چون آن دو بزرگوار این جمله را صرفاً بر زبان نیاوردند ، بلکه آن دو بزرگوار ، در لحظه لحظه ی عملشان دائماً این نیّت را در دل داشتند. پس اگر واژه ی « قالا » در پی مطلب می آمد ، این معنا را نمی شد از آیه استفاده نمود. امّا با این بیان معلوم می شود که آن دو عزیز ، تمام وجودشان و عین عملشان همین دعا بود ؛ و این دعا را بعد از اتمام عمل بر زبان نیاوردند.

ب ـ باز خداوند متعال فرمود: « إِنَّ فی‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ لَآیاتٍ لِأُولِی الْأَلْبابِ  ؛ الَّذینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فی‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ ـــــ همانا در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و رفت شب و روز ، نشانه‏هایی براى صاحبان اندیشه ی خالص موجود است ؛ همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آن گاه که بر پهلو خوابیده‏اند، یاد مى‏کنند؛ و در خلقت آسمانها و زمین مى‏اندیشند ؛ پروردگارا ! این را بیهوده نیافریده‏اى ؛ منزهى تو ؛ ما را از عذاب آتش، نگاه دار! » (آل‏عمران:191)

در این آیه نیز طبق فهم عرف مردم ، قبل از تعبیر « رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً » باید واژه ی « یقولون ــ می گویند » ذکر می شد ؛ تا معنی چنین شود: « ... و می گویند: پروردگارا ! این را بیهوده نیافریده‏اى ...» امّا این واژه ذکر نشد. امّا چرا چنین واژه ای ذکر نشد؟ چون اینها این عبارت را در زبان نمی گویند ، بلکه این تخاطب با خدا ، نتیجه ی تفکّر آنها بوده در صحنه ی عقل و فکرشان رخ می دهد نه در زبان ؛ یعنی اینها در خلقت عالم تفکّر می کنند و ناگهان به این حقیقت می رسند که عالم هستی بیهوده نیست ؛ و در عمق عقل خود چنین نجوا می کنند که « رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً ». لذا این آیه بیانگر اتّحاد عقل و عاقل و معقول می باشد. البته نکات شگفت دیگری نیز در این آیه موجود است که بر اهل خرد پوشیده نیست.

ج ـ نیز خداوند متعال فرمود: « الَّذینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذینَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذینَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبیلَکَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحیم‏ ـــــ  کسانی (فرشتگانى) که حمل می کنند عرش را  و آنها که گرداگرد آنند ، تسبیح و حمد پروردگارشان را می کنند و به او ایمان دارند و براى مؤمنان استغفار مى‏کنند. پروردگارا! رحمت و علم تو همه چیز را فراگرفته است؛ پس کسانى را که توبه کرده و راه تو را پیروى مى‏کنند بیامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار »(غافر:7)

در این آیه ی شریفه نیز ، طبق فهم عرفی ، قبل از تعبیر « رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً » باید واژه ی « و یقولون ــ و می گویند » می آمد ؛ که نیامده است.

حاصل کلام آنکه: در سوره ی حمد نیز قبل از آیه « اِیّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیّاکَ نَسْتَعِینُ » ـ طبق فهم عرفی ـ باید واژه ای مثل « قولوا ــ بگویید » می آمد ؛ لکن نیامد تا بفهماند که این زبان حال و زبان فطرت تک تک شماست ؛ لذا امر مجزایی لازم نیست. چرا که قرآن کریم ـ که همان دین خداست ـ تماماً گویای فطرت آدمی است. « فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ  ــــــ پس روى خود را متوجّه دین خالص پروردگار کن! همان فطرتى که خداوند، مردم را بر آن سرشته است ؛ دگرگونى در آفرینش الهى نیست؛ این است دین استوار؛ ولى اکثر مردم نمى‏دانند. » (الروم:30)

 

 

 

 

 

 

 

 

چاپ اين صفحه

نظرات  (۰)

با نظر دادن در این مطلب به عنوان اولین نظر ده این مطلب جهت رفع مشکلات و پیشرفت وبلاگ شهر قرآن قدمی بردارید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی