شهر قرآن

راهی برای نزدیک تر شدن با قرآن

شهر قرآن

راهی برای نزدیک تر شدن با قرآن

پیامبر اکرم حضرت محمد (ص) فرمودند : دوست داشتم که سوره یاسین در قلب هر یک از افراد امت من جای گیرد :

موزیک پلیر





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین نظرات
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۷، ۱۹:۲۸ - مهدی سلمانی ماهینی
    سبحان الله

 (10/100116213)-   

پرسش:در مورد راندن شیطان با شهاب و اختلاف آن با علم توضیح دهید؟

پاسخ:

الف ـ اختلاف با علم یا توهّم اختلاف

به دو جمله ی زیر توجّه فرمایید!

1ـ ما شهابها را فقط برای این می فرستیم که شیاطین را از آسمان برانند.

2ـ ما به وسیله شهابها مانع از آن می شویم که شیاطین وارد آسمان شوند.

برخی خیال کرده اند که حاصل کلام قرآن درباره ی راندن شیاطین با شهابها ، گزاره ی اوّل است ؛ لذا گفته اند : این گزاره با علم در تضادّ می باشد. چون علم ثابت نموده که بارش شهابها منشاء طبیعی دارد ؛ پس چه شیاطین باشند یا نباشند ، بارش شهابها وجود خواهد داشت. امّا آنچه از مجموع آیات در این باره حاصل می شود ، گزاره ی دوم می باشد نه گزاره ی اوّل ؛ یعنی بارش شهابها ربطی به وجود شیاطین ندارند ؛ امّا هر گاه شیاطین بخواهند وارد فضای خارج از جوّ زمین گردند ، به طور طبیعی مورد اصابت شهاب سنگها واقع می شوند. کما اینکه اگر انسان نیز بخواهد بدون حفاظ محکم ، از جوّ خارج گردد با شهاب سنگهای ریز و درشت برخورد می نماید. بسیاری از این شهابها در حدّ غبار می باشند ، امّا از آنجا که با سرعتی بسیار زیاد حرکت می کنند ، به شدّت خطرناکند. لذا خداوند متعال فرمود: « یا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلاَّ بِسُلْطانٍ (33) فَبِأَی آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (34) یرْسَلُ عَلَیکُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِران‏ ــــ اى گروه جنّ و انس! اگر مى‏توانید از مرزهاى آسمانها و زمین بگذرید، پس بگذرید ؛ ولى هرگز نمى‏توانید، مگر با سلطانی (با ابزاری که به شما سلطه ی لازم را بدهد) (33)  پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏کنید؟! (34) شعله‏هایى از آتش بى‏دود ، و دودهایى متراکم بر شما فرستاده مى‏شود؛ و نمى‏توانید از کسى یارى بطلبید» ( سوره الرحمن)

پس خداوند هیچگاه نفرموده که ما شهاب سنگها را برای زدن شیاطین می فرستیم ؛ بلکه فرموده که اگر شیاطین بخواهند برای استراق سمع وارد آسمان شوند مورد اصابت شهاب سنگها واقع می شوند. یعنی شهاب سنگها به طور طبیعی در حال بارش به سمت زمین می باشند ؛ پس اگر شیاطین جنّی هوس کنند که از جوّ زمین بیرون روند به طور طبیعی با شهابها برخورد خواهند داشت ؛ کما اینکه هر چیزی بخواهد از جوّ زمین خارج گردد مورد اصابت شهابها قرار خواهد گرفت. لذا جداره های سفینه های فضایی و نیز لباسهای فضانوردان را به گونه ای می سازند که در برابر برخورد این ذرّات ریز مقاومت لازم را داشته باشند. البته اگر اتّفاقاً شهاب سنگی نسبتاً بزرگ با فضانورد یا سفینه تصادم نماید ، می تواند فاجعه بار باشد.

ب ـ نگاهی عمقی به آیات قران کریم ، در این مقوله

خداوند متعال در آیاتی می فرماید:

« وَ أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَدیداً وَ شُهُباً (8) وَ أَنَّا کُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ یسْتَمِعِ الْآنَ یجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً (9) وَ أَنَّا لا نَدْری أَ شَرٌّ أُریدَ بِمَنْ فِی الْأَرْضِ أَمْ أَرادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً  ــــ  (جنّها گفتند) و اینکه ما آسمان را جستجو کردیم و همه را پر از محافظان قوىّ و تیرهاى شهاب یافتیم. (8) و اینکه ما پیش از این به استراق سمع در آسمانها مى‏نشستیم؛ امّا اکنون هر کس بخواهد استراق سمع کند، شهابى را در کمین خود مى‏یابد.(9) و اینکه ما نمى‏دانیم آیا اراده شرّى درباره اهل زمین شده یا پروردگارشان خواسته است آنان را هدایت کند؟ » ( سوره الجنّ )

« وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِی السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَینَّاها لِلنَّاظِرینَ (16) وَ حَفِظْناها مِنْ کُلِّ شَیطانٍ رَجیمٍ (17) إِلاَّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبینٌ ــــ ما در آسمان برجهایى قرار دادیم؛ و آن را براى بینندگان آراستیم. (16) و آن را از هر شیطان رانده شده‏اى حفظ کردیم؛ (17) مگر آن کس که استراق سمع کند که«شهاب مبین» او را تعقیب مى‏کند. » (سوره الحجرات)

« إِنَّ إِلهَکُمْ لَواحِدٌ (4) رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَینَهُما وَ رَبُّ الْمَشارِقِ (5) إِنَّا زَینَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِزینَةٍ الْکَواکِبِ (6) وَ حِفْظاً مِنْ کُلِّ شَیطانٍ مارِدٍ (7) لا یسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلى‏ وَ یقْذَفُونَ مِنْ کُلِّ جانِبٍ (8) دُحُوراً وَ لَهُمْ عَذابٌ واصِبٌ (9) إِلاَّ مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ  ــــ  همانامعبود شما یگانه است؛ (4) پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، و پروردگار مشرقها (5) ما آسمان نزدیک ( پایین‏) را با ستارگان آراستیم، (6) تا آن را از هر شیطان خبیثى حفظ کنیم. (7)  آنها نمى‏توانند به(سخنان) فرشتگان عالم بالا گوش فرادهند، (و هر گاه چنین کنند) از هر سو هدف قرار مى‏گیرند. (8) آنها به شدّت به عقب رانده مى‏شوند؛ و براى آنان مجازاتى دائم است. (9) مگر آنها که در لحظه‏اى کوتاه براى استراق سمع به آسمان نزدیک شوند، که شهاب ثاقب آنها را تعقیب مى‏کند. » (سوره الصّافات)

در باب راندن شیاطین با شهاب ثاقب و تفسیر آیات فوق ، سه نگاه عمده در بین مفسّرین وجود دارد.

عدّه ای این آیات را تعابیری استعاری و کنایی دانسته و گفته اند که مقصود از شهاب ثاقب ، همین شهابهای مادّی نیستند بلکه اموری هستند که از حیث درخشش ، سرعت زیاد و ناگهانی و غیر قابل پیش بینی بودن و قدرت سوزانندگی ، به شهاب تشبیه شده اند. امّا عدّه ای دیگر بر این باورند که مراد از شهاب در این آیات ، حقیقتاً همین شهابهای آسمانی است و تعبیری کنایی و استعاری نمی باشد. امّا نگاه سوم قائل به این است که این آیات هم معانی ظاهری دارند ، هم معانی باطنی. لذا در آیات مورد بحث و روایات اهل بیت (ع) ، بر هر دو امر شواهدی وجود دارد. امّا معتقدین هر کدام از این سه نظر عمده ، در بیان حقیقت امر ، مطالب گوناگونی گفته اند که به اجمال به آنها خواهیم پرداخت.

ــ بیان نظر نخست (کنایی و استعاری بودن این آیات)

طبق این نظر ، منظور از آسمان در این آیات ، آسمانهای معنوی و ملکوتی است که عالم ملائک می باشد. مقصود از شهاب نیز حقایقی بسیار نورانی و خیره کننده یا اموری گدازنده هستند. شیاطین جنّ زمانی قادر بودند که به عالم ملائک رفت و آمد داشته باشند ، لذا ابلیس توانست در بهشت آدم (ع) ، که بهشت ملکوتی بود ، وارد شده آن حضرت را بفریبد. امّا بعد از تولّد حضرت عیسی (ع) رفت و آمد آنها به آسمان تا حدود محدود شد؛  و بعد از تولّد رسول خدا (ص) ، آنان به کلّی از نفوذ در عالم ملکوت منع گردیدند. پس هر گاه شیاطین می خواهند به ملاء اعلی و عالم فرشتگان و آسمان معنوی راه یابند ، نوری خیره کننده یا امری گدازنده به صورت ناگهانی ظاهر شده آنها را هدف قرار می دهد.

شاهد این نظر آن است که در آیات فوق از مَلاءِ اعلی یاد شد که عالم ملائک می باشد. نیز سخن از مشارق به میان آمد که می تواند اشاره باشد به مشرق دنیا و مشرق ملکوت ؛ چون ملکوت نیز افقی دارد. لذا خداوند متعال جایگاه جبرئیل (ع) را با واژه ی افق یاد نموده فرمود: « إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْی یوحى‏ (4) عَلَّمَهُ شَدیدُ الْقُوى‏ (5) ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى‏ (6) وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى‏ ــــــ آنچه مى‏گوید چیزى جز وحى که بر او نازل شده نیست (4)  آن کس که قدرت عظیمى دارد (جبرئیل امین‏)او را تعلیم داده است؛ (5)  همان کس که توانایى فوق العاده دارد؛ او سلطه یافت (6) در حالى که در اُفق اعلى قرار داشت» (سوره النجم) و فرمود: « إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَریمٍ (19) ذی قُوَّةٍ عِنْدَ ذِی الْعَرْشِ مَکینٍ (20) مُطاعٍ ثَمَّ أَمینٍ (21) وَ ما صاحِبُکُمْ بِمَجْنُونٍ (22) وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبینِ  ــــــ به درستی که این(قرآن) کلام فرستاده بزرگوارى است‏ ( جبرئیل امین‏ ) (19)  که صاحب قدرت است و نزد(خداوند) صاحب عرش، مقام والایى دارد. (20) در آسمانها مورد اطاعت(فرشتگان) و امین است. (21)  و مصاحب شما (پیامبر) دیوانه نیست.(22) او(جبرئیل) را در اُفق روشن دیده است» (سوره تکویر)

امّا حقیقت این امر ملکوتی منع کننده و شهاب وار چیست؟ ممکن است آن حقیقت ، نور خیره کننده ی وجود انسان کامل یا انوار ملائک یا اخگری از اخگرهای جهنّم ملکوتی باشد.

امّا شواهد روایی این قول:

1ـ رسول خدا (ص) فرمودند: « وَ مَنْ زَنَى بِامْرَأَةٍ مُسْلِمَةٍ أَوْ غَیرِ مُسْلِمَةٍ حُرَّةٍ أَوْ أَمَةٍ فُتِحَتْ عَلَیهِ فِی قَبْرِهِ ثَمَانِیةُ آلَافِ بَابٍ مِنْ نَارِ جَهَنَّمَ تَخْرُجُ إِلَیهِ حَیاتٌ وَ عَقَارِبُ وَ شُهُبٌ مِنَ النَّارِ إِلَى یوْمِ الْقِیامَةِ ـــــ هر که با زنی مسلمان یا غیر مسلمان ، چه آزاد باشد و چه برده ، زنا کند ، هشت هزار در از آتش جهنّم به سوی قبر او گشوده می شود ، که از آن درها خارج می شود به سوی او مارها و عقربها و شهابهایی از آتش تا روز قیامت.» (مستدرک‏الوسائل ، ج14 ، ص338)

امّا مقصود از قبر در فرهنگ اهل بیت (ع) ، مدفن خاکی شخص نیست بلکه مراد همان جایگاه برزخی شخص می باشد که در عالمی است مجرّد و غیر مادّی. لذا عَمْرِو بْنِ یزِید گوید: به امام صادق (ع) گفتم: مَا الْبَرْزَخُ قَالَ الْقَبْرُ مُنْذُ حِینِ مَوْتِهِ إِلَى یوْمِ الْقِیامَةِ ـــــــ  برزخ چیست؟ فرمودند: همان قبر است از زمان مرگ تا روز قیامت » (الکافی ،ج3 ،ص242)

طبق این حدیث ، از گدازه های جهنّم که به سوی جایگاه برزخی شخص فرود می آیند ، تعبیر به شهاب شده است. پس چه بسا وقتی شیاطین می خواهند وارد فضای عالم برزخ (ملکوت) شده از آن عالم اطّلاعاتی به دست آورند ، گدازه هایی از جهنّم به سوی آنها پرتاب می شود. چرا که اینها نیز اهل جهنّم می باشد ؛ و هر گاه وارد عالم برزخ (ملکوت ) شوند ، جهنّم طالب آنها می شود.

 

2ـ در یکی از زیارات امام زمان (عج) می خوانیم: « ... السَّلَامُ عَلَیکَ یا ابْنَ الْحُجَجِ الْمُنِیرَةِ وَ السُّرُجِ الْمُضِیئَةِ السَّلَامُ عَلَیکَ یا ابْنَ الشُّهُبِ الثَّاقِبَةِ السَّلَامُ عَلَیکَ یا ابْنَ قَوَاعِدِ الْعِلْمِ السَّلَامُ عَلَیکَ یا ابْنَ مَعَادِنِ الْحِلْمِ السَّلَامُ عَلَیکَ یا ابْنَ الْکَوَاکِبِ الزَّاهِرَةِ وَ النُّجُومِ الْبَاهِرَةِ السَّلَامُ عَلَیکَ یا ابْنَ الشُّمُوسِ الطَّالِعَةِ السَّلَامُ عَلَیکَ یا ابْنَ الْأَقْمَارِ السَّاطِعَة ــــــ سلام بر تو ای فرزند حجّتهای نور دهنده و چراغهای درخشان ؛ سلام بر تو ای فرزند شهابهای ثاقب؛ سلام بر تو ای فرزند ستونهای علم ؛ سلام بر تو ای فرزند معادن حلم ؛ سلام بر تو ای فرزند ستارگان درخشان و اختران تابناک ؛ سلام بر تو ای فرزند خورشیدهای طلوع کننده ؛ سلام بر تو ای فرزند ماههای اوج گیرنده » (بحارالأنوار ، ج99 ، ص87)

باز مشابه همین تعبیر در دعای ندبه آمده که: « ... أَینَ الشُّمُوسُ الطَّالِعَةُ أَینَ الْأَقْمَارُ الْمُنِیرَةُ أَینَ الْأَنْجُمُ الزَّاهِرَة » و آمده :« ... یا ابْنَ الْأَطَایبِ الْمُسْتَظْهَرِینَ یا ابْنَ الْخَضَارِمَةِ الْمُنْتَجَبِینَ یا ابْنَ الْقَمَاقِمَةِ الْأَکْبَرِینَ یا ابْنَ الْبُدُورِ الْمُنِیرَةِ یا ابْنَ السُّرُجِ الْمُضِیئَةِ یا ابْنَ الشُّهُبِ الثَّاقِبَةِ یا ابْنَ الْأَنْجُمِ الزَّاهِرَةِ یا ابْنَ السُّبُلِ الْوَاضِحَة » (بحارالأنوار ،ج99 ،ص106 و 108)

پس چه بسا مراد از آن شهابها که شیاطین را می رانند ، نور ملکوتی حضرات معصومین (ع) باشند. بخصوص که در روایات گفته شده که چون حضرت عیسی (ع) متولّد گشت شیاطین در صعود به آسمانها محدود شدند و چون رسول خدا متولّد شد ، به طور کلّی از این کار منع شدند. پس ربطی هست بین وجود این بزرگواران و آن شهابهایی که شیاطین را می رانند.

 

ــ بیان نظر دوم (اینکه آیات اشاره به عالم مادّه دارند)

طبق این نظر مراد از آسمان ، همین آسمانهای مادّی و منظور از شهاب نیز همین شهابهای معمولی است. شاهد صدق این نظر آن است که در آیات مورد بحث ، به صراحت از آسمان دنیا سخن گفته شده و نیز از آسمانی بحث شده که به زینت ستارگان آراسته شده است. پس اگر مراد از آسمان ، همین آسمانهای مادّی است ، پس باقی امور مطرح در آیات مورد بحث نیز باید حمل بر حقیقت شوند نه مجاز و کنایه و استعاره.

ـ شواهد روایی این قول

در روایتی طولانی جناب آمنه مادر رسول خدا (ص) فرموده اند که: ... چون رسول خدا زاده شد ، بر دو دست و زانوها تکیه کرده سر به آسمان نمود ؛ و نوری از وجود من برخاست که بین آسمان و زمین را منوّر ساخت و شیاطین، با ستارگان مورد اصابت قرار گرفتند و از آسمان منع شدند و قریش دیدند که شهابها و ستارگان در آسمان به حرکت در آمده اند ؛ به همین سبب هراسان شده و گفتند این لحظه ی قیامت است ؛ جمع شدند بر ولید بن مغیره و او را از این امر خبر دادند ؛ و او پیر مردی بزرگ و با تجربه بود. پس گفت: به ستارگانی که با آنها در خشکی و دریا راه خویش را می یابید نظر کنید ، اگر آنها لغزیده اند ، پس قیامت است و اگر ثابت باشند ، این اتّفاق برای امر دیگری است. شیاطین نیز این واقعه را دیده و بر ابلیس جمع شده و او را باخبر ساختند که از آسمانها منع شده اند و با شهابها مورد اصابت واقع می شوند. ابلیس گفت: بگردید! پس همانا امر جدیدی واقع شده ؛ پس در دنیا پخش شدند و برگشته و گفتند چیزی ندیدیم. گفت: این کار من است. پس بین مشرق و مغرب را شکافت و به حرم رسید و حرم را انباشته از ملائک یافت. پس چون خواست داخل شود ، جبرئیل داد زد که چخه ای ملعون ... » (بحارالأنوار ، ج15 ، ص269)

این روایت و امثال آن به وضوح گواهی می دهند که شهاب باران شدن شیاطین در همین آسمان دنیا بوده ، لذا اهل مکّه نیز بارش شهاب را به چشم خود دیده و از آن هراسان گشته اند. از آیه های ی 33 و 35 الرحمن نیز استفاده می شود که همان گونه که خروج از جوّ برای انسانها خطرناک می باشد ، خروج از جوّ برای جنّها نیز دارای خطراتی است. خداوند متعال می فرماید: « یا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلاَّ بِسُلْطانٍ (33) فَبِأَی آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (34) یرْسَلُ عَلَیکُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِران‏ ـــــ اى گروه جنّ و انس! اگر مى‏توانید از مرزهاى آسمانها و زمین بگذرید، پس بگذرید ؛ ولى هرگز نمى‏توانید، مگر با سلطانی (با ابزاری که به شما سلطه ی لازم را بدهد) (33)  پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏کنید؟! (34) شعله‏هایى از آتش بى‏دود ، و دودهایى متراکم بر شما فرستاده مى‏شود؛ و نمى‏توانید از کسى یارى بطلبید» ( سوره الرحمن)

طبق آنچه علم امروز ثابت نموده ، جوّ زمین دائماً با شهابهای ریز و درشت مورد اصابت واقع می شوند که بسیاری از آنها به خاطر کوچکی قابل رؤیت نمی باشند. لذا اگر کسی بدون ابزار محافظتی به طبقات فوقانی جوّ نزدیک شود ، مورد اصابت شهابها واقع می شود. بنا بر این بعید نیست که در دوره ای این آتشبار شهابها متوقّف بوده و در آن زمان جنّها می توانسته اند از جوّ زمین خارج شوند. چرا که حرکت سریع در هوا و فضا برای جنّها امکان پذیر می باشد. پس هنگام تولّد عیسی (ع) بارش شهابها بعد از مدّتی توقّف آغاز شده ، لکن حجم آن به قدری نبوده که شیاطین را به کلّی از ورود به فضا ممانعت نماید ؛ امّا در زمان تولّد رسول خدا (ص) ، منظومه ی شمسی وارد یک توده ی غبار کیهانی بزرگ شده ، و ورود آن مصادف بوده با یک بارش شهابی بسیار عظیم ؛ و از آن موقع تا اکنون منظومه شمسی در درون این توده ی غبار کیهانی سفر می کند ؛ لذا دائماً در معرض بارش شهابها می باشد. البته قبل از خلقت انسان نیز منظومه شمسی بارها این گونه بارشها و بلکه بزرگتر از آنها را تجربه نموده است که چهره ی آبله زده ی کره ی ماه گواه آن می باشد.

ــ بیان نظر سوم 

نظر آخر این است که هر کدام از نظرات پیش گفته تنها بخشی از حقیقت را بیان نموده اند نه تمام آن را. نظر به آیات مورد بحث به وضوح نشان می دهد که در این آیات شریفه هم از آسمان مادّی سخن گفته شده ، هم از آسمانهای مجرّد و غیر مادّی. لذا طرفداران هر دو نظر برای تأیید ادّعای خود از همین آیات شاهد آوردند و حقیقتاً برای هر دو نظر نیز شاهد وجود داشت. پس دو نظر قبلی در مقابل یکدیگر نیستند بلکه باید آن دو را در ضمن نظر سومی جمع نمود.

در باره ی آیات مورد بحث باید پرسید که:

شیاطین در آسمان به دنبال چه هستند؟ آیا آنچه آنها طالب آنند در آسمان مادّی است یا در آسمانهای ملکوتی؟ و اگر مطلوب آنها در آسمان ملکوتی است چه نیازی دارند که به آسمان مادّی نیز صعود نمایند؟ چرا که آسمان ملکوت اساساً واقع در مکان نیست ؛ بلکه امری مجرّد و فرامکانی است.

سوال دیگر اینکه آیا در عالم ملکوت نیز شهاب وجود دارد ، و اگر شهابهای ملکوتی نیز وجود دارند ، چه نسبتی با شهاب سنگهای فضایی دارند؟

و پرسش آخر اینکه آسمانهای ملکوتی چه نسبتی با آسمانهای مادّی و فیزیکی دارند؟

از آیات استفاده می شود که شیاطین به آسمانها می رفتند تا از تقدیرات زمین و اهل زمین مطّلع گردند. طبق آیات قرآن کریم ، امور زمین از سوی آسمان تدبیر می شود ؛ « یدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ... ‏ ــــ  امر را از آسمان به سوى زمین تدبیر مى‏کند » (السجدة:5). طبق آیات قرآن ، تقدیر عذابها و بلایا از آسمان می آید و حتّی روزی مردم نیز در آسمان است « وَ فِی السَّماءِ رِزْقُکُمْ وَ ما تُوعَدُونَ ــــ و روزى شما در آسمان است و آنچه به شما وعده داده مى‏شود»(الذاریات:22). حتّی نعمتهای روی زمین و موجودات زنده ی آن نیز از آسمان ملکوت نازل می شوند ؛ « وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدیدَ فیهِ بَأْسٌ شَدیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ ـــــــ و با آنها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند؛ و آهن را نازل کردیم که در آن نیروى شدید و منافعى براى مردم است‏» (الحدید:25) ؛ « وَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِیةَ أَزْواج‏ ـــــ  و براى شما هشت زوج از چهارپایان را نازل نمود » ‏(الزمر:6) ؛ « یا بَنی‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیکُمْ لِباساً یواری سَوْآتِکُمْ وَ ریشاً  ــــــ  اى فرزندان آدم! بی شکّ نازل نمودیم برای شما لباسى که اندام شما را مى‏پوشاند و مایه ی زینت شماست » (الأعراف:26). از نگاه ما انسانها ظاهراً همه ی این امور از زمین بر می آیند ، امّا در منطق قرآن کریم ، مادّه فقط قابل است و دهنده ی صورتها ملکوت می باشد. در مکتب حکمت متعالیه ( مکتب فلسفی ملاصدرا ) نیز با براهین قاطع اثبات می شود که مادّه قابل و ملکوت فاعل است ؛ لذا صورتگری به اذن خدا کار ملائک می باشد. پس شیاطین به آسمان می رفتند تا هنگام نزول تقدیرات و تدبیرات از آنها مطّلع گردند و پیشا پیش بدانند که روزی هر کسی چه خواهد بود و چه حوادثی در زمین رخ خواهد داد و مردم با چه اموری امتحان خواهند شد.

امّا این آسمان که محلّ تقدیرات می باشد ، همان عالم ملائک و عالم ملکوت است نه آسمان عالم مادّه ؛ پس شیاطین می خواستند به ندای ملکوت گوش فرا دهند. لکن باید دانست که جنّها نیز موجودات مادّی و دارای بدنهای مادّی نامرئی می باشند و بدون ترفندهایی خاصّ نمی توانند به آسانی از عالم ملکوت مطّلع گردند. لذا باید علوم و فنونی را به کار گیرند تا به چنین اطّلاعاتی دست یابند ؛ همانگونه که انسانهای مرتاض یا اهل علوم غریبه یا عرفا با کارهایی ویژه و به کار بستن فنونی می توانند از عالم ملکوت کسب اطّلاع نمایند. و چه بسا یکی از زمینه هایی که جنّها برای رسیدن به چنین اطّلاعاتی نیاز دارند ، این است که بتوانند از جوّ زمین خارج شوند ؛ یعنی آنها اطّلاعات را از بالای جوّ به دست نمی آورند ، بلکه برای اینکه بتوانند از فنون غریبه ی خاصّ خودشان استفاده کنند ، نیاز دارند که در چنان محیطی قرار گیرند. و اکنون بارش مداوم شهاب سنگها مانع از این کار شیاطین می باشد. همانگونه که مرتاضها برای دریافت اطّلاعات از عالم مثال نیاز دارند که به حالت خلسه فرو بروند و حالت خلسه در هر محیطی ایجاد نمی شود. همچنین اهل علوم غریبه برای دریافت برخی اطّلاعات از عالم ملکوت ، افزون بر داشتن علم ویژه ، نیاز به ابزارهای خاصّی نیز دارند که تا آن ابزارها در دسترسشان نباشد نمی توانند کاری از پیش ببرند ؛ و گاه آن ابزار ، خودِ آسمان و وضعیّت قرار گیری ستاره هاست. ارتباط نزدیک انسان و جنّ نیز اگر چه امری است ممکن امّا هر دو طرف تنها با داشتن علومی خاصّ و استفاده از ابزارهای ویژه می توانند با یکدیگر تماسّ حاصل نمایند. لذا کسانی که عالم به علم تسخیر جنّ می باشند ، با ابزارهایی ویژه دست به این عمل می زنند. ارتباط نزدیک جنّها با انسان نیز خلاف طبیعت آنهاست ؛ لذا طبیعی است که بدون داشتن علم و ابزارهای خاصّ قادر به این کار نباشند. پس قاعدتاً تنها برخی جنّها چنین توانی را دارند ؛ همانگونه که در بین انسانها نیز تنها برخی افراد توان ارتباط با جنّها را دارا می باشند.

حاصل کلام اینکه ، شیاطین جنّ ، اطّلاعات مربوط به تقدیرات را از ملاء اعلی و عالم ملکوت می گیرند ، امّا این کار وقتی برایشان امکان پذیر می باشد که بتوانند به طبقات بالای جوّ راه یابند و در چنان محیطی فنون خود را به کار گیرند. و اکنون قادر به چنین کاری نیستند مگر با پذیرش خطر اصابت شهاب سنگها.

حال می رسیم به این پرسش که چه نسبتی بین آسمان مادّی و آسمان ملکوت وجود دارد و چه نسبتی است بین شبهابهای ملکوتی و مادّی؟

طبق براهین حکمای اسلامی و مشاهدات عرفا ، عالم ملکوت یا عالم مثال ، باطن و حقیقت عالم مادّه است. لذا هر چه در عالم مادّه وجود دارد ، حقیقت غیر مادّی آن در عالم ملکوت می باشد ؛ و از آنجاست که در زمان و مکان خاصّ خود در عالم مادّه ظاهر می شود. به قول عارف بزرگ ، جناب میر فندرسکی : « چرخ با این اختران ، نُغز و خوش و زیباستی ـــ صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی ـــ صورت زیرین اگر با نردبان معرفت ــــ بر رود بالا همان با اصل خود یکتاستی». به تعبیر دیگر ، رابطه ی ملکوت امور مادّی با خود آن امور مادّی ، مثل رابطه ی روح است با بدن یا مثل رابطه ی معنا و مفهوم است با لفظ . از منظر حکمت متعالیه ، روح و بدن دو چیز نیستند بلکه روح مرتبه ی بالای بدن و بدن مرتبه ی مادّی روح می باشد.

قرآن کریم نیز دقیقاً همین حقیقت را بیان فرموده و اصل هر امر مادّی را امری ملکوتی و فوق ملکوتی دانسته است که به برخی از آیات مربوط به این حقیقت ، پیش تر اشاره و عرض شد که از منظر قرآن حکیم ، اصل هر چیزی در آسمان ملکوت می باشد و از آن مقام به عالم مادّه تنزّل می یابد. حال می پردازیم به آیاتی دیگر که این حقیقت را در بُعد کلان نیز مطرح می سازند.

خداوند متعال می فرماید:

« وَ إِنْ مِنْ شَی‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُوم ـــ  و هیچ چیزی نیست مگر اینکه خزائن (حقایق) آن نزد ماست ؛ و ما آن را نازل نمی کنیم مگر به اندازه ی معلوم و معیّن‏» (الحجر:21) ؛ این آیه گواه است که اصل و حقیقت هر موجود مادّی در نزد خداست و با تقدیری مشخّص و معلوم به مراتب پایین هستی تنزّل می یابد.

« فَسُبْحانَ الَّذی بِیدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَی‏ءٍ وَ إِلَیهِ تُرْجَعُونَ  ـــ پس منزّه است خداوندى که ملکوت همه چیز در دست اوست؛ و شما به سوى او باز گردانده می شوید» (یس:83) ؛ این آیه نیز شهادت می دهد که هر موجودی ملکوتی دارد که تدبیر آن به دست خداست و اینکه انسان دوباره به ملکوت خویش که نزد خداست (در پیشگاه علم اوست) باز خواهد گشت. 

« وَ کَذلِکَ نُری إِبْراهیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیکُونَ مِنَ الْمُوقِنین‏ ـــ  و این گونه، ملکوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نمایاندیم تا از جمله ی یقین‏کنندگان باشد » (الأنعام:75) ؛ این آیه نیز گواهی می دهد که زمین و آسمان مادّی ، دارای حقیقتی ملکوتی نیز می باشند ؛ که حضرت ابراهیم (ع) از آن آگاه گشته تا از اهل یقین گردد.

« أَ وَ لَمْ ینْظُرُوا فی‏ مَلَکُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَی‏ءٍ وَ أَنْ عَسى‏ أَنْ یکُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَی حَدیثٍ بَعْدَهُ یؤْمِنُونَ  ـــ  آیا در ملکوت آسمانها و زمین و هر چیزى که خدا آفریده است ننگریسته‏اند و اینکه شاید هنگام مرگشان نزدیک شده باشد؟ پس به کدام سخن، بعد از قرآن ایمان مى‏آورند؟ » (الأعراف:185)

در این آیه نیز تمام مطالب پیش گفته مورد تأکید واقع شده اند ؛ و افزون بر آن ، اشاره شده که بین ملکوت عالم و اجل انسانها رابطه ای وجود دارد.

ـ نتیجه ی بحث

پس طبق آنچه بیان شد ، شهاب سنگهای مادّی نیز حقیقتی در عالم ملکوت دارند و تدبیر آنها به دست ملائک می باشد. و قوانین علمی حاکم بر عالم چیزی نیستند جز ظهور دنیایی سبک کار ملائک عالم ملکوت که در زبان قرآن کریم از این قوانین با عنوان سنّتهای الهی یاد می شود. پس آنگاه که شیاطین به آسمان مادّی صعود می کنند که با ترفندهای خاصّ خود از ملکوت آسمان کسب اطّلاع نمایند ، مورد اصابت شهاب سنگهای موجود در فضا قرار می گیرند ؛ و چون این شهابهای مادّی بند به ملکوت خویش می باشند و ظهور دنیایی آنها هستند ، لذا همانگونه که رجم و سنگسار شدن شیاطین را می توان به شهابهای مادّی نسبت داد ، می توان آن را به حقیقت ملکوتی این شهابها هم نسبت داد. چرا که نسبت ملکوت به ناسوت(طبیعت) مثل نسبت روح است به بدن. پس همانگونه که تا روح اراده نکند بدن کاری نمی کند ؛ و کار بدن نشان از فعل روح دارد ، بین ملکوت شهاب سنگها و وجود مادّی آنها نیز چنین رابطه ای وجود دارد. البته روشن است که کار شهاب ملکوتی در عالم مادّه طبق قوانین خاصّ همین عالم خواهد بود ؛ همانگونه که کار غیر فیزیکی روح ، به هنگام ظهور در بدن مادّی ، طبق قواعد عالم مادّه ظاهر می گردد.

سخن آخر:

شیاطین جنّ چگونه به آسمان می روند؟

درباره ی ماهیّت بدن جنّها سه قول عمده وجود دارد. برخی بر این باورند که بدن آنها حالت گسترده دارد ؛ یعنی اجزاء آن مثل اجزاء گازها دور از هم می باشند ؛ لذا مثل گازها دیده نمی شوند ؛ امّا گاه این قدرت را پیدا می کنند که بدنهای خود را فشرده ساخته و بدنی ابر مانند یا حتّی جامد برای خود ایجاد نمایند. امّا تا کنون کسی نتوانسته است چنین فرضیّه ای را اثبات نماید. با توجّه به اطّلاعات علمی بشر در حیطه های فیزیک ، شیمی و زیست شناسی نیز بعید به نظر می رسد که چنین ساختار جانداری وجود داشته باشد. البته مشاهدات برخی که ادّعای رؤیت جنّها را داشته اند حاکی از آن است که برخی جنّها هنگام نمودار شدن برای انسان ، ابتدا حالت دود به خود می گیرند و در نهایت به صورت بدنی محسوس ظاهر می شوند. احتمالاً ریشه ی این فرضیّه نیز چنین مشاهداتی بوده است. امّا چنین شواهدی ـ به فرض درستی آنها ـ قادر به اثبات چنین فرضیّه ای نمی باشند ؛ چرا که این گونه شواهد با دو فرضیّه ای دیگر نیز امکان سازگاری دارند.

فرضیّه ی دیگر این است که جنّها موجوداتی مادّی و جامدند ؛ لکن فاقد رنگ می باشند ؛ لذا مثل شیشه ای که فاقد هر گونه لکّه ای است ، قابل رؤیت نمی باشند. این فرضیّه نیز نه تنها دلیل عقلی یا تجربی ندارد  ، بلکه با اموری که در روایات و آیات و نقل شاهدان عینی ، از جنّها گزارش شده ، منافات دارد.

امّا فرضیّه ی سوم این است که جنّها موجوداتی چهار بعدی یا پنج بعدی یا n بعدی می باشند ؛ لذا آنها موجودات بُعد سوم مثل ما انسانها را می توانند ببینند ؛ ولی ما قادر به مشاهده ی آنها نیستم «  إِنَّهُ یراکُمْ هُوَ وَ قَبیلُهُ مِنْ حَیثُ لا تَرَوْنَهُم‏ ـــــ همانا او ( ابلیس) و همکارانش شما را مى‏بینند از جایى که شما آنها را نمى‏بینید» (الاعراف:27). امّا اگر آنها بخواهند در بُعد سوم دیده شوند برایشان ممکن است ؛ که روایات اهل بیت (ع) نیز نشان می دهند که چنین امکانی وجود دارد ؛ لکن در صورت ظاهر شدن با شکل حقیقی خودشان دیده نخواهند شد. بسیاری از آثار که به جنّها نسبت داده می شوند ، مثل سرعت زیاد ، قدرت فراوان ، ظاهر شدن و غیب شدن ناگهانی ، وارد شدن به محیطهای کاملاً بسته بدون قفل گشایی ، خارج نمودن اشیاء از محیطهای کاملاً مسدود بدون اینکه قفلی را باز کنند و ... ، همگی مؤیّدات این فرضیّه می باشند. امّا چون خود همین آثار ، مشاهدات افراد خاصّی هستند و نمی توان آنها را در آزمایشگاه مشاهده نمود یا با برهان عقلی اثبات کرد ، لذا نمی توان آنها را اثباتگر این فرضیّه دانست.

اگر این فرضیّه ی اخیر را مبنا قرار دهیم ، می توان گفت که آنان نه از طریق حرکت در بُعد سوم ، بلکه از طریق بُعد بالاتر به فضای اطراف زمین راه می یابند ؛ لکن به محض اینکه می خواهند وارد بُعد فضایی شوند ، با خطر برخورد شهاب سنگها مواجه می گردند. البته طبق نظریّه ی M (نظریّه جهان یازده بُعدی ) که در بین فیزیکدانان امروزی مطرح می باشد ، فرضیّه های دیگری نیز در این باره می توان ارائه نمود ؛ که به خاطر دشواری این گونه بحثها وارد این مقوله نمی شویم.

 

 

چاپ اين صفحه

نظرات  (۰)

با نظر دادن در این مطلب به عنوان اولین نظر ده این مطلب جهت رفع مشکلات و پیشرفت وبلاگ شهر قرآن قدمی بردارید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی