شهر قرآن

راهی برای نزدیک تر شدن با قرآن

شهر قرآن

راهی برای نزدیک تر شدن با قرآن

پیامبر اکرم حضرت محمد (ص) فرمودند : دوست داشتم که سوره یاسین در قلب هر یک از افراد امت من جای گیرد :

موزیک پلیر





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین نظرات
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۷، ۱۹:۲۸ - مهدی سلمانی ماهینی
    سبحان الله

 (3/100112291)-   

پرسش: در اینکه همه انبیای الهی هدفی خاص داشته اند، جای هیچ شک و شبهه ای نیست. اما سؤال این است که چرا امروزه خبری از تورات و انجیل و زبور و ... نیست و همه مسلمانان ملزم به پیروی از قرآن کریم هستند؟ مگر دستوراتی که در قرآن آمده همان دستورات تورات و انجیل و زبور و ... نیست؟ اصلا چه لزومی دارد که من مسلمان ایرانی از یک پیامبری تبعیت کنم که اولا از اعراب بوده و ثانیا کتابی را که آورده به زبانی است که غیرقابل فهم برای من است؟

پاسخ:

1. به نظر می رسد علّت عمده ی نابودی کامل یا تحریف کتب آسمانی سابق سه امر بوده است. اوّل دستکاری شدن این کتبها از سوی دشمنان یا افراد دنیا طلبِ به ظاهر عالم و دیندار یا برخی مومنان نادان. دوم نبود امکانات کافی برای نشر وسیع این کتب. چرا که در زمانهای سابق ، افراد با سواد، بسیار اندک و نسخه برداری کتب نیز کار بس دشواری بوده است. سوم سهل انگاری دینداران در حفظ کتب دینی و نبود انگیزه ی کافی در آنان برای حفظ این کتب.

امّا این عوامل در زمان نزول قرآن کریم ، به قوّت سابق وجود نداشتند. چون اوّلاً مسلمین صاحب قدرت بودند لذا دشمنان جرأت تحریف قرآن را نداشتند. شواهد تاریخی حاکی است که برخی خواستند آیاتی را به قرآن اضافه نمایند امّا اصحاب ، که بسیاری از آنان حافظ قرآن بودند ، مانع از این امر شدند.  ثانیاً در زمان پیامبر(ص) هم امکانات نوشتن نسبتاً فراهم بود هم اینکه کاتبان فراوانی قرآن را می نوشتند و حافظان بسیاری آن را حفظ می نمودند. ثالثاً مسلمانان با علم به این که قرآن کریم آخرین کتاب آسمانی است اهتمام خاصّی در حفاظت از آن داشتند. بخصوص کلام قرآن کریم در مورد تحریف شدن کتب آسمانی سابق ، اصحاب را بر می انگیخت که مواظب  کج دستی های دشمنان و نادانان باشند. البته در این میان ، نقش اصلی بر عهده ی اهل بیت (ع) بود که هر گونه حرکت برای تحریف قرآن را خنثی می نمودند.

امّا فراتر از علل عادی شاید اساسی ترین عاملی که باعث شد قرآن کریم بدون تحریف بماند ولی دیگر کتب آسمانی نابود یا تحریف شوند ، دست غیبی خداوند متعال بود. خدای تعالی برای بقاء کتب سابق هیچ تضمینی نداده بود چون بنا نبود که ادیان پیشین دین خاتم و کتب آسمانی آنها کتب دائمی هدایت باشند. لذا حفظ آنها منوط به این بود که مردم آنها را حفاظت نمایند. امّا اراده ی خدا بر این قرار گرفت که قرآن کریم حجّت ابدی او  برای همه ی مردم ، در تمام اعصار باشد ؛ لذا همواره باید بدون تحریف باقی می ماند. لذا خداوند متعال بقاء آن را تضمین کرده فرمود:« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ . ـــــــ ما قرآن را نازل کردیم؛ و ما بطور قطع نگهدار آنیم‏»(الحجر: 9)

بنا بر این ، در جهان امروز تنها کتاب آسمانی بدون تحریفی که در دست بشر است قرآن کریم است. لذا بر همگان لازم است که از آن تبعیّت نمایند.

2. شکّی در این نیست که خطوط کلّی تمام کتابهای آسمانی یکی بوده است. امّا احکام آنها ، که از آنها به شریعت تعبیر می شود ، یکسان نبوده است. چون جامعه بشری دائماً رو به رشد بوده و در هر دوره ای مسائل جدیدی به وجود می آمده است. لذا دائماً انبیاء جدید و کتب آسمانی تازه تری نازل می شدند تا متناسب با نیاز زمان بشر را هدایت نمایند. برای مثال شریعت نازل شده بر حضرت آدم (ع) چند صفحه بیش نبوده است. همچنین تا زمان حضرت نوح(ع) جامعه ی بشری به معنی واقعی آن وجود نداشته است. لذا نیازی به نازل شدن احکام اجتماعی نیز وجود نداشت. بر این اساس می توان گفت که هر چه انسانها رشد فکری و اجتماعی بیشتری پیدا  می کردند ادیان نیز کاملتر می شدند و معارف تازه ای برای بشریّت نازل می شد. تا اینکه بشر وارد دروه ی علم و تفکّر و تعقّل شد ؛ و قابلیّت لازم برای استنباط و اجتهاد را به دست آورد. در این دوره بود که کاملترین کتاب الهی یعنی قرآن کریم ، که دارای خصوصیّت اجتهاد و استنباط پذیری بود ، برای بشریّت نازل گردید. لذا از زمان نزول قرآن کریم تا به امروز ، بشر هیچگاه از علم و کتاب غفلت نکرده بلکه روز به روز ولع او به علم و پژوهش بیشتر شده است. و هم از اینرو بود که خداوند متعال معجزه ی اصلی و جاویدان پیامبر اسلام را از سنخ علم و کتاب قرار داد.

حاصل کلام اینکه کتب آسمانی سابق همگی کتابهای دوره ای بوده اند. و نازل نشده بودند تا بمانند. پیروان ادیان سابق نیز دست به استنباط و اجتهاد در کتب دینی خود نمی زده اند. و اگر هم در مواردی دست به این کار زده اند در این کار بسیار ناوارد بوده اکثراً به خطا رفته اند ؛ امّا ساختار قرآن کریم به گونه ای است که با پیشرفت بشر پیش می رود ؛ و متناسب با اندازه ی فهم بشر معارف خود را ظاهر می کند. لذا هر چه زمان پیش می رود نه تنها قرآن کهنه نمی شود بلکه حقایق آن بیشتر نمایان می گردد.

3. انسان به خودی خود نه عرب است نه فارس نه ترک نه کرد و نه ... . زبان امری اکتسابی است که انسانها از اطافیانشان می آموزند. لذا انسانها را نمی توان بر اساس زبانشان تقسیم بندی حقیقی نمود. دین هم برای انسان نازل شده است نه برای زبان و نژاد. پس هر که انسان است مخاطب دین خداست با هر زبان و هر نژادی که می خواهد باشد. قرآن کریم نیز صرف الفاظ نیست ، که غیر عرب بگوید ربطی به من ندارد. الفاظ صرفاً حامل معانی هستند و معانی عربی و غیر عربی ندارند. معنی نار و آتش یکی است چه در ذهن عرب زبان و چه در ذهن فارسی زبان. لذا همه ی مردم دنیا مخاطب معانی قرآن کریمند و الفاظ عربی ، حامل این معانی اند.

4. قرآن غیر قابل فهم نیست. بلکه این ما هستیم که به خود زحمت فهمیدن قرآن را نمی دهیم. امروزه زبان انگلیسی زبان علوم تجربی محسوب می شود ؛ لذا هر که می خواهد سطوح بالای این علوم را فرا بگیرد چاره ای جز یادگیری زبان انگلیسی ندارد. هیچگاه یک نفر که طالب علم پزشکی یا مهندسی یا فیزیک است نمی گوید: من چرا باید زبان انگلیسی یاد بگیرم؟!! چنین افرادی چون طالب علمند زبان آن را هم یاد می گیرند. طالبان هدایت نیز اگر حقیقتاً طالب هدایتند باید زبان هدایت را فرا بگیرند ؛ یا لاقلّ در سطوح پایین به ترجمه های قرآن رجوع کنند.

البته ذکر این نکته هم لازم است که زبان قرآن کریم ، عربی مبین است نه عربی کوچه و بازاری. لذا همانگونه که یک غیر عرب نیاز به یادگیری آن دارد عرب زبانان نیز نیازمند یادگیری آن هستند. رابطه ی زبان قرآن با زبان عربی رایج تا حدودی مثل رابطه فارسی گلستان سعدی با فارسی رایج است. یعنی همانگونه که بسیاری از فارسی زبانان امروزی بدون آموزش قادر به فهم کلام سعدی نیستند عربها نیز بدون آموزش ، قادر به فهم کامل کلمات قرآن نیستند. لذا در طول تاریخ اسلام ، نه تنها غیر عربها در فهم قرآن از عربها عقبتر نبوده اند بلکه فرسخها از آنها جلوتر نیز بوده اند ؛ تا آنجا که اکثر تفاسیر قرآن و بهترین تفاسیر را ایرانیان غیر عرب نگاشته اند. کما اینکه در سایر علوم دینی نیز ایرانیان سر آمد تمام مسلمین بوده و هستند. 

در خاتمه به این نکته نیز تاکید می شود که فهم قرآن دارای سطوح مختلفی است . فهم ظاهری آن با ترجمه های موجود به راحتی میسّر است ؛ امّا برای فهم عمیقتر آن یادگیری قواعد زبان عربی الزامی است . امّا فهم باز هم عمیقتر قرآن کریم به صرف یاد گرفتن قواعد زبان عربی نیز ممکن نیست. بلکه باید به علومی چون فصاحت و بلاغت ، منطق ، کلام ، علم اصول فقه ، فلسفه و ... نیز آشنا بود. قرآن کریم دریای بسیار عمیقی است که هر کس به فراخور همّت و طلب خود می تواند در آن فرو رفته درّ و گوهر صید کند. امیرالمومنین(ع) در وصف قرآن کریم می فرماید:« همانا قرآن داراى ظاهرى زیبا و باطنى ژرف و ناپیداست ، مطالب شگفت آور آن تمام نمى‏شود، و اسرار نهفته ی آن پایان نمى‏پذیرد و تاریکى‏ها بدون قرآن بر طرف نخواهد شد.»(نهج البلاغة ، ترجمه دشتى ، خطبه ی 18) 

 

 

 

چاپ اين صفحه

نظرات  (۰)

با نظر دادن در این مطلب به عنوان اولین نظر ده این مطلب جهت رفع مشکلات و پیشرفت وبلاگ شهر قرآن قدمی بردارید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی