شهر قرآن

راهی برای نزدیک تر شدن با قرآن

شهر قرآن

راهی برای نزدیک تر شدن با قرآن

پیامبر اکرم حضرت محمد (ص) فرمودند : دوست داشتم که سوره یاسین در قلب هر یک از افراد امت من جای گیرد :

موزیک پلیر





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین نظرات

مورد دیگری از شعاعیت را در کاربرد اوصاف در قرآن می‌بینیم. نخست مثالی از زبان فارسی می‌آوریم و سپس به بررسی مثال‌های قرآنی می‌پردازیم. اوصاف ویژگی مهمموصوف نام دارند قابل تغییرند. به عبارت دیگر، یک وصف می‌تواند موصوف‌های گوناگونی داشته باشد. در نتیجه در اوصاف ویژگی شعاعیت؛ یعنی گونه‌ای انعطاف‌پذیری معنایی پیدا می‌شود. به عنوان مثال، می‌توانیم به کاربردهای گوناگون واژه‌ی «قوی» اشاره کنیم. معنای مرکزی این وصف به قدرت مادی مربوط می‌شود. ما تعبیری از قبیلِ: «کارگر قوی»، «اسب قوی» را به کار می‌بریم که قدرت مادی را نشان می‌دهند؛ اما این وصف در بافت‌های دیگری هم به کار می‌رود که در آنها بر قدرت مادی دلالت ندارد. به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

1.استدلال قوی:

گاهی این وصف برای نشان دادن قوت استدلال به کار می‌رود. پیداست که در این مورد بر قدرت مادی دلالت ندارد. استدلال قوی استدلالی است که قدرت قانع ساختن دیگران را دارد. استدلال قوی می‌تواند نگرش ما را تغییر بدهد، همان‌طوری که شخص قوی می‌تواند تغییراتی در محیط پیرامون خودش ایجاد کند و اشیای سنگین را جابه‌جا کند.

2. معجون قوی:

استدلال قوی می‌تواند نگرش ما را تغییر بدهد، معجون یا داروی قوی هم می‌تواند در مزاج ما تغییری به وجود بیاورد.

3. نقاش قوی:

گاهی این وصف در مورد اشخاصی به کار می‌بریم که مهارت خاصی در زمینه‌ی تخصص خود را دارند. به عنوان مثال، در مورد یک نقاش می‌گوییم: «نقاش بسیار قوی است». مراد از این توصیف این است که او تابلوهای بسیار عالی را نقاشی می‌کند. به عبارت دیگر، او تابلوهایی را نقاشی می‌کند که ترکیب و ساختار آنها به گونه‌ای است که احساسات بیننده را برمی‌انگیزند. «قوی» در این مورد با قدرت تأثیر بر احساسات دیگران ارتباط دارد.
این مثال نشان می‌دهد که معنا پدیده‌ای نوظهور است؛ بدین معنا که هرگز نباید انتظار داشته باشیم که معنا در جهت واحدی گسترش پیدا کند. معانی جدیدی که در امتداد یک معنا پیدا می‌شوند، همواره قابل پیش‌بینی نیستند.

مبین

واژه‌ی «مبین» از اوصافی است که در قرآن کاربرد فراوانی دارد و در مورد امور متفاوتی به کار رفته است. در برخی موارد، صفت «ضلال» (گمراهی) شده است. مانند:
لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِن کَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُّبِینٍ (1)
به یقین، خدا بر مؤمنان منت نهاد [که] پیامبری از خودشان در میان آنان برانگیخت، تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد، قطعاً پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.
مردم پیش از آنکه رسولی از میان آنها مبعوث شود، در گمراهی آشکار بودند. وقتی گمراهی برای همه مشهود می‌شود گمراهی آشکار می‌شود؛ یعنی هر کسی با اندکی توجه به آن پی می‌برد. در این آیه، «ضلال مبین» با عدم تزکیه و عدم تعلیم کتاب و حکمت ارتباط دارد. به عبارت دیگر، مبین بودن ضلال از جهت ارتباط آن با این امور است. گمراهی مؤمنان پیش از بعثت به خاطر این امور در گمراهی آشکار بوده‌اند.
در برخی از آیات، «مبین» وصف کتاب قرار گرفته است؛ مانند:
وَمَا یَعْزُبُ عَن رَّبِّکَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِی الأَرْضِ وَلاَ فِی السَّمَاء وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِکَ وَلا أَکْبَرَ إِلاَّ فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ (2)
و هم وزن ذره‌ای، نه در زمین و نه در آسمان از پروردگار تو پنهان نیست، و نه کوچک‌تر و نه بزرگ‌تر از آن چیزی نیست، مگر اینکه در کتابی روشن [درج شده] است.
در این آیه، «کتاب مبین» با صدر آن تناسب دارد؛ در صدر به این نکته اشاره شده است که هیچ چیزی از خداوند پنهان نمی‌ماند. در ذیل آیه هم به این نکته اشاره شده است که همه چیز در کتاب مبین هست. به عبارت دیگر، خداوند همه چیز را در کتاب مبین ثبت کرده است. وصفِ «کتاب مبین» در این آیه به معنای «کتابی است که روشنگر تمام جزئیات ریز و درشت»؛ یعنی: «کتابی است که تمام جزئیات را به نحو روشن بیان کرده و هیچ چیزی را فرو نگذاشته است».
توجه به این نکته ضروری است که «کتاب مبین» به معنای فوق در قرآن حاوی اطلاعات دیگری راجع به امور پنهان در دریاها و خشکی و برگ‌هایی که بر روی زمین می‌افتند و دانه‌هایی که در دل زمین هستند (انعام: 59) و اطلاعات راجع به موجودات ذی‌حیات و روزی آنها و مستقر (قرارگاه) و مستودع (آرامگاه) آنها می‌باشد (هود: 6). اطلاعات مذکور به نحو روشن و گویا در این کتاب ثبت شده‌اند.
کتاب به معنای دیگری هم در قرآن با «مبین» توصیف شده است. به عنوان نمونه:
تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْمُبِینِ (3)
این است آیه‌های کتاب روشنگر.
خود قرآن کتاب مبین است؛ بدین معنا که آیاتش از لحاظ مضمون برای همه آشکار است.
یَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءکُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیرًا مِّمَّا کُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتَابِ وَیَعْفُو عَن کَثِیرٍ قَدْ جَاءکُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُّبِینٌ (4)
ای اهل کتاب، رسول ما به سوی شما آمده است که بسیاری از آنچه از کتاب [آسمانی] را که نهان می‌داشتید، برای شما روشن می‌سازد و از [کوتاهی‌های] بسیاری درمی‌گذرد. به راستی از [جانب] خدا برای شما نور و کتابی روشن آمده است.
در این آیه هم «کتاب مبین» آمده و هم پیش از آن، فعل «یبین» آمده است. پیامبر بسیاری از امور را که در کتاب مقدس آمده و اهل‌ کتاب آنها را پنهان می‌کردند، برای آنها روشن ساخت. قرآن هم کتاب مبین است.
در آیه‌ی دیگری «مبین» وصف قرار «سلطان» قرار گرفته است.
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِینٍ (5)
و به راستی، موسی را با آیات خود و حجتی آشکار.
مراد از «سلطان مبین» سلطانی است که مخالفان هم سلطان بودن آن را دریافته بودند. به عبارت دیگر، آن سلطان به گونه‌ای بود که آنها نمی‌توانستند انکارش کنند. مبین در این آیه به معنای «غیرقابل انکار نسبت به همه» است.

پی‌نوشت‌ها:

1. آل‌عمران: 164.
2. یونس: 61.
3. شعرا: 2.
4. مائده: 15.
5. هود: 96.

منبع مقاله :
قائمی‌نیا، علیرضا؛ (1390)، معناشناسی شناختی قرآن، تهران: سازمان انتشارات پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ اول
چاپ اين صفحه

نظرات  (۰)

با نظر دادن در این مطلب به عنوان اولین نظر ده این مطلب جهت رفع مشکلات و پیشرفت وبلاگ شهر قرآن قدمی بردارید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی