شهر قرآن

راهی برای نزدیک تر شدن با قرآن

شهر قرآن

راهی برای نزدیک تر شدن با قرآن

پیامبر اکرم حضرت محمد (ص) فرمودند : دوست داشتم که سوره یاسین در قلب هر یک از افراد امت من جای گیرد :

موزیک پلیر





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین نظرات

امروزه  روز بحث از «حق» در حوزه‌های گوناگونی از جمله نسبت انسان با خود، خدا، طبیعت و جمادات، و نسبت با انسان‌های دیگر، اعم از روابط افراد با هم، افراد با حکومت و نیز حکومت‌ها با یکدیگر مطرح می‌شود. ملاحظة فوق، اهمیت بحث از «حق» را، که در دنیای جدید اگر مهم‌ترین جزء تشکیل دهنده و استحکام بخش اخلاق، حقوق و سیاست نباشد، به تحقیق یکی از مهم‌ترین مسائل عرصه‌های مذکور است، روشن می‌سازد.
در بحث از «حق»، می‌توان مسائل گوناگونی را مورد نظر قرار داد؛ از معنا و ماهیت حق گرفته تا رابطه میان حق و تکلیف، انواع حق، مبنای حق و غیره. ولی اولین مطلبی که لازم است به آن پرداخت ، معانی حق است .

 
«حق» در لغت در معنا های گوناگونی به کار رفته است. برخی از معانی لغوی این واژه، به شرح زیر است: راستی، عدالت، ثابت و یقین که در آن جای تردید و انکار نباشد، شایسته و سزاوار، راستی در گفتار، مال، ملک و سلطنت، بهره و نصیب، امر صورت پذیرفته و انجام شده، دوراندیشی، مرگ، .........
 

معانی حق

الف. معنای لغوی حق

«حق» در لغت در معنا های گوناگونی به کار رفته است. برخی از معانی لغوی این واژه، به شرح زیر است: راستی، عدالت، ثابت و یقین که در آن جای تردید و انکار نباشد، شایسته و سزاوار، راستی در گفتار، مال، ملک و سلطنت، بهره و نصیب، امر صورت پذیرفته و انجام شده، دوراندیشی، مرگ، .........
روشن است از نظر لغت، معانی متعددی برای واژة «حق» به کار رفته است. اما از میان معانی فوق، معانی «مطابق با واقع بودن»، «سلطنت»، «ثبوت» و همچنین «ثابت» (که معنای وصفی دارد)، ظهور و نمود بیشتری دارد.

ب. معنای اصطلاحی «حق»

حق، در علوم گوناگون استعمال می‌شود. گاهی معنای آن در یک اصطلاح، با معنای آن در اصطلاحی دیگر متفاوت است. برخی از اصطلاحات حق بدین قرار است:

اصطلاح حقوقی

حوزه حقوق از حوزه‌هایی است که فراوان به بحث حق پرداخته است. حقوق‌دانان در بحث‌های حقوقی مباحث مختلفی دربارة «حق» مطرح کرده‌اند. آنچه به اختصار در تعریف «حق» از دیدگاه و اصطلاح حقوقی می‌توان گفت به شرح ذیل است:
1. حق عبارت است از اقتداری که قانون به افراد می‌دهد تا عملی را انجام دهند. آزادی، عمل، رکن اساسی حق در این تعریف می‌باشد؛ یعنی آدمیان در انجام یا عدم انجام آن عمل آزادند.[1] به بیان دیگر، حق امری اعتباری است که پشتوانة قانونی دارد. ثمرة آن حفظ نظم جامعه است. از این‌رو، طبق این دیدگاه، «حق»، غیر از معتبر بودن توسط اجتماع شأن دیگری ندارد.
3. حق در اصطلاح حقوقی، مفهومی فرضی است؛ بدین معنا که این مفهوم، به هیچ وجه وجود خارجی ندارد. تنها در ارتباط با افعال اختیاری آدمیان مطرح می‌شود. انسان‌ها از آنجایی که دارای اختیار هستند، لازم است ، دسته‌ای از کارها را انجام داده، دسته‌ای دیگر را نباید انجام دهند و از انجام آن صرفنظرکنند. با توجه به همین «باید»ها و «نباید»های حاکم بر رفتار انسان‌ها، مفاهیمی از قبیل «حق» و «تکلیف» بوجود می آید . مثلاً، وقتی گفته می‌شود: حق شفعه، و یا حق زن بر مرد و به عکس، همین مفهوم  فرضی مورد نظر می‌باشد.
با توجه به آنچه گذشت، در تعریف حق می‌توان گفت: «حق امری است فرضی که به نفع کسی یا ضرر او  از سوی مقامی بالاتر معین می شود .
از مجموع تعاریفی که دربارة اصطلاح حقوقی «حق» گفته شده، نکات زیر به دست می‌آید:
1. حق آن است که به صاحب حق نوعی اقتدار و آزادی عمل اعطا می‌کند.
2.حق، امتیاز و نفع متعلق به اشخاص است که باعث می‌شود وی توان تصرف در آن را پیدا کرده و دیگران را از تجاوز به آن منع کند.
3. حق، مفهومی فرضی است که در خارج ذهن قابل مشاهده نیست . هر چند منشا اثر خواهد بود  

 
آیت‌الله جواد تبریزی: حق، نسبت خاص و سلطنت مخصوصی است که به دو طرف ، کسی که حق به نفع اوست و کسی که حق به ضرر اوست  استوار است. و کسی که حق به نفع اوست حاکم خواهد بود. 
 

اصطلاح فقهی

«حق» در اصطلاح فقهی و در کلام فقها دارای معانی ذیل است:
1. شیخ انصاری در مکاسب، «حق» را به توانایی و سلطنت فعلی تعریف می‌کند.[2]

آیت‌الله جواد تبریزی نیز معتقد است: حق، نسبت خاص و سلطنت مخصوصی است که به دو طرف ، کسی که حق به نفع اوست و کسی که حق به ضرر اوست  استوار است. و کسی که حق به نفع اوست حاکم خواهد بود. [3]

همچنین آیت‌الله خوئی می‌نویسند: حق، نوعی از سلطنت است که امور آن به دست «کسی است که حق به نفع اوست » .[4]

 سیدمحمدکاظم یزدی نیز در حاشیة بر مکاسب می‌نویسد:

حق، مرتبة ضعیفی از مالکیت است، در مقابل آن، «حکم» قرار دارد که مجرد رخصت و اجازه در انجام دادن یا انجام ندادن چیزی است . [5]
حاصل آنکه، می‌توان گفت: «حق» در اصطلاحات فقهی اغلب به معنی «سلطنت» آمده است. این معنی از آیة شریفة «مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً» (اسراء:33)؛ هر کس مظلوم کشته شود، به سرپرست وی سلطنت و قدرتی داده‌ایم. نیز استفاده می‌شود؛ زیرا مراد از سلطنت در این آیة شریفه، سلطنت و امتیازی است که ولی دم، در قصاص از قاتل و یا گرفتن دیه از او می‌تواند اعمال نماید. همچنین است وقتی گفته می‌شود فرد حق اختیار در فسخ معامله دارد. مقصود سلطنتی است که صاحب حق بر فسخ معامله پیدا می‌کند.

 

حق در اصطلاح قرآن کریم

مفهوم «حق» در قرآن کریم به معانی مختلفی به کار رفته است. در قرآن کریم 247 بار واژة «حق» به کار رفته است. حدود ده درصد از آنها، مربوط به حق به مفهوم حقوقی می‌باشد. در موارد دیگر، معانی دیگری از آن اراده شده است. با توجه به نکتة مذکور، معانی «حق» در قرآن در دو دسته قابل ذکر خواهند بود:[6]

الف: معانی غیرحقوقی حق در قرآن

معانی به کار رفته در قرآن، در این قسمت به اختصار به شرح ذیل است:
1. گاهی حق در قرآن، به منزله صفت برای خدای متعال به کار رفته است. به عنوان مثال، «این بدان سبب است که خدا حق است.»(حج: 62)[7]
2. در برخی آیات نیز دربارة «کارهای خدای متعال» و به معنی «فعل حکیمانه» استعمال شده است، مانند: «خدا آسمان‌ها و زمین را و هرچه را میان آنهاست، جز به حق نیافریده است؟»(روم: 8) حق در این آیة شریفه در مقابل عبث، لهو، لعب و لغو قرار دارد و به فعل و عملی اطلاق می‌شود که از شخص حکیمی صادر می‌شود و دارای هدفی شایسته است. منظور از «فعل حکیمانة الهی» این است که افعال خدا از روی لهو و لعب و عبث نیست، بلکه از روی حکمت و مصلحت است.
3. مفهوم «حق» گاهی در مورد «وعده» به کار می‌رود. قرآن کریم تأکید دارد که وعده‌های خدای متعال حق است: «پس صبر کن که وعده خدا حق است. مباد آنان که به مرحله یقین نرسیده‏اند، تو را بى‏ثبات و سبکسر گردانند.» (روم:60)
4. گاهی حق به معنی «هدایت»، و در مقابلِ ضلالت و گمراهی مطرح می‌شود : « بعد از حقیقت جز گمراهى چیست؟.» (یونس: 32)
5. همچنین گاهی به عنوان وصفی برای دین خدا،[8] وحی،[9] قصص،[10] و حکم[11] آمده است.

 

ب: معانی حقوقی حق در قرآن

در مواردی که در قرآن واژة «حق» در معنای حقوقی (حق داشتن) بکار رفته است، اغلب به یکی از دو صورت زیر به کار رفته است:
1. گاهی به عنوان صفتی برای فعل انسان مکلَّف آمده است: «این (خواری و بی نوایی و گرفتار خشم خدا بودنشان) از آن‌روست که به آیات الهی کفر می‌ورزیدند و پیامبران را به ناحق می‌کشتند.»(بقره: 61) [12]
در این آیة شریفه، خدای متعال عمل کشتن پیامبران الهی را تقبیح نموده، این فعل را «ناحق» معرفی فرموده است. این عمل از آن جهت که از لحاظ حقوقی، برای یهودیان ثابت نبوده است و آنان حق انجام آن را نداشتند، مورد مذمّت قرار گرفته است.
2. در مواردی از آیات قرآن، واژة «حق» به همان معنای حقوقی به کار رفته است. قرض‌دادن، اشاره به همین معنا دارد:
«ای کسانی که ایمان آوردید، هرگاه به همدیگر وامی – تا زمانی معین- دادید آن را بنویسید و باید نویسنده ای در میان شما از روی عدالت بنویسد. کسی که قدرت بر نویسندگی دارد، نباید از نوشتن – همان‌طور که خدا به او تعلیم داده – خودداری کند. پس، باید بنویسد و آن کس که حق بر عهدة اوست، باید املاء کند و از خدای متعال، پروردگار خویش بترسد و چیزی از آن فروگذار نکند و اگر کسی که حق بر عهدة اوست، کم‌خرد یا ناتوان است یا نمی‌تواند خودش املا کند، باید سرپرست او با رعایت عدالت املا کند».(بقره: 282)[13]
روشن است با توجه به مضمون آیه که دربارة قرض دادن است، حق در اینجا معنای حقوقی خواهد داشت.

اما نکته ای که از آن نباید غافل شد آنکه سخن از حق الزاما با بکار بردن واژه حق در آیات قرآن نیست بلکه گاهی حقیقتی مطرح می شود که در بر دارنده حقی است که یا حق حضرت ق بر افراد است و یا حق افراد بر دیگر افراد و این آن حقیقتی است که هر محقق و پژوهش گری را سر مست از پژوهش در قرآن می گرداند .

نتیجه‌ آنکه :

1. حق در لغت در معانی متعددی، از جمله: ملک، مال، سلطنت، بهره و نصیب، امتیاز و ثبوت آمده است. در عرصه‌های فقهی، حقوقی و سیاسی، به معنای «امتیاز»، «سلطنت» و «اختصاص» بیان شده است.
2. در قرآن گاه از حقوقی سخن به میان آمده که به نگاه اول در اصطلاح حق نمی کنجد اما با بررسی دقیق تر می توان آن را زیر مجموعه حق قرار داد . همانند آیه شریفه ایاک نعبد و ایاک نستعین که مسئله تنها عبادت نمودن و تنها استعانت جستن از خداوند متعال ، حق اوست و بر عبد لازم است که در مقام عبادت تنها او را بستاید و تنها از او یاری بجوید .
 

 

تنظیم کننده:محمدرضا حیدریان


پی‌نوشت‌ها:
[1]. سیدحسن امامی، حقوق مدنی، ج 1، ص125
[2]. شیخ انصاری ، کتاب المکاسب ، تحقیق سید محمد کلانتر ، ص 20
[3] . شیخ جواد تبریزی، ارشاد الطالب، ص10
[4] . سّید ابوالقاسم موسوی خوئی(تقریرات درس)، مصباح الفقاهه فی المعاملات، بقلم لمیرزا محمدعلی لتوحیدی، ص333،
[5] . سید محمدکاظم یزدی، حاشیه بر مکاسب، اول کتاب بیع، ص54.
[6]. ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، حقوق و سیاست در قرآن، ص34-39؛ عبدالله جوادی آملی، حق و تکلیف در اسلام، ص28-29.
[7]. لقمان:30؛ نور:25.
[8]. فتح: 28.
[9]. فاطر: 31.
[10]. آل‌عمران:62.
[11]. ص:26.
[12]. نیز آیات دیگری به همین معنی «حق» را استعمال کرده‌اند، ر.ک: آل‌عمران:21 و 112 و181؛ نساء: 155؛ انعام:151؛ اسراء:33؛ فرقان:68؛ اعراف:33؛ یونس:23؛ شوری:42.
[13]. ذاریات:19؛ معارج:24ـ25؛ انعام: 141؛ اسراء: 26؛ روم: 38.

منابع
-    قرآن
-    امامی، سید حسن، حقوق مدنی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، 1374
-    انصاری ، مرتضی ، کتاب المکاسب ، تحقیق سید محمد کلانتر ، بیروت ، منشورات موسسه النور للمطبوعات 1410
-    تبریزی، شیخ جواد، ارشاد الطالب، قم، مؤسسه اسماعیلیان،1374
-    مصباح یزدی ، محمد تقی ، حقوق و سیاست در قرآن، نگارش محمد شهرابی، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، 1377
-    موسوی خوئی، سّیدابوالقاسم، مصباح الفقاهه فی المعاملات، به قلم میرزا محمدعلی توحیدی، بیروت، دار الهادی، 1412ق
 

منبع: 

برگرفته از مقاله "معنای «حق» در نگاه اندیشمندان اسلامی، علی رمضانی، معرفت حقوقی 2 (سال اول، شماره دوم، زمستان 1390) (اصل مقاله)


برگرفته دیگری از سایت اهل البیت
چاپ اين صفحه

نظرات  (۰)

با نظر دادن در این مطلب به عنوان اولین نظر ده این مطلب جهت رفع مشکلات و پیشرفت وبلاگ شهر قرآن قدمی بردارید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی