شهر قرآن

راهی برای نزدیک تر شدن با قرآن

شهر قرآن

راهی برای نزدیک تر شدن با قرآن

پیامبر اکرم حضرت محمد (ص) فرمودند : دوست داشتم که سوره یاسین در قلب هر یک از افراد امت من جای گیرد :

موزیک پلیر





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین نظرات
این قرآن است و بی‌گفتگو کلام خداست. معجزه‌ای است که تمامش از آغاز تا انجام، از باء «بسم الله» ‌تا سینِ «والناس» حرف به حرف و کلمه به کلمه توسّط فرشته‌ی خدا بر نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده، بر دل پاکش (صلی الله علیه و آله و سلم) نقش بسته، از دو لب مبارکش (صلی الله علیه و آله و سلم) جاری شده و امروز از پسِ چهارده قرن ما آنرا همان سان در بر داریم که به زمانِ گیرنده‌ی وحی، یاران گرامیش (صلی الله علیه و آله و سلم) دریافت داشته‌اند. تواترش قطعی است و تلاوتش عبادت.
«إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ. کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ. هذَا بَیَانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدًى وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِینَ‌. کِتَابٌ أُحْکِمَتْ آیَاتُهُ. لاَ یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ. وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْیَقِینِ‌. لاَ یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ»
«همین قرآن است که انسان را به استوارتر راهی رهبری می‌کند (17: 9). کتابی است که از درونِ تاریکی به نور و روشنی رهنماست و به امر خدا راه گرامیِ ستوده را می‌نمایاند (14: 1). بیانی است برای مردم و هدایت و موعظه‌ای برای متقین (3: 138). آیاتش استوار است (11: 1) و باطل را بدان راهی نیست (41: 42). این حق است و یقین (69: 51) و بصیرت و هدایت و رحمتِ اهلِ یقین (45: 20) هرگز نظیر آن را نیاورند (17: 88).
به راستی که از جانب خدا نوری و کتابی روشن آمده و هر که از پیِ رضایِ او، راه‌ِ سلامت پوید، خدا بدان کتاب هدایتش کند و از تاریکی به نورش برد و به راهی راست رهبرش شود. (5: 15 و 16). شک در آن نیست و راهنمای متّقین است (2: 2) نیکان را بشارت می دهد و بدان را می‌ترساند (41: 4)».
چنین بود شهادتی والا از کلام گوینده‌ی تعالی.
از حاملِ وحی بشنویم و شهادت پیام آور راستین را ببینیم:
«کتاب خدا ریسمانی است کشیده از آسمان تا به زمین (1) که ارتباط انسان با خدا بدان وابسته است».
«قرآن هدایت است از گمراهی، بینائی است از کوری، نگهدار از لغزشهاست، نور است در تاریکی، روشنی است در حوادث، نگهدار از هلاکت است، رهنمای از گمراهی و بیان کننده‌ی هر فتنه است. انسان را از دنیا به آخرت رساند. در آن کمالِ دین شما نهاده شده و کسی از قرآن روی نگرداند مگر به سوی آتش باشد. ظاهرِ قرآن زیبا و باطن آن پر ژرفاست.»
«قرآن را حدّ و نهایتی است و فوق هر حدّ و نهایتش حدّ و نهایتی دیگر است، شگفتی‌های قرآن بی‌پایان است و تازگیهای آن کهنگی ندارد.» (2) و یا فرمود: «مَثل قرآن، مَثل خورشید و ماه است و مِثْل آن دو همیشه در جریان خواهد بود.»
«قرآن کتاب خداست، کتابی که از گذشتگان و آیندگانِ شما در آن آمده، حلّ و فصل کشمکش‌های شما در آن است. حق را از باطل جدا می‌کند. حقیقتی است که هزل و شوخی بدان راه ندارد. هر کس هدایت را در غیر آن بجوید به ضلالت افتد. حکمت و صراط مستقیم است. غرض و هوس بشری نتواند که تغییرش دهد. با گذشت زمان کهنگی و فرسودگی نمی‌پذیرد. چراغ روشنی دارد که نور هدایت و علم می‌دهد و راهنمای خوبیهاست. دانشمند از تفکر در آن سیر نمی‌شود. هر که بدان عمل کند پاداش یابد و هر که مردم را بدان خواند، به راه راست هدایت کرده است. (3)
«این قرآن مهمانی پروردگار است. از آن بیاموزید هرچه بتوانید. این قرآن ریسمان خدا، نور مبین، شفای سودمند و نگهبان کسی است که بدان چنگ زند. نجات پیروانش است». (4)
معروفترین گواهی همان است که فریقین به محکمتر سندی نقل کرده‌اند که فرمود (صلی الله علیه و آله و سلم):
«... نزدیک است که پیک حق فرا رسد و دعوت حق را اجابت کنم. دو چیز گرانبها میان شما می‌گذارم. یکی کتاب خدا که در آن هدایت و نور است و هر کس بدان چنگ زند قرین هدایت است و هر کس آنرا رها کند گمراه می‌شود. کتاب خدا را بگیرید و بدان چنگ زنید. و دیگر خانواده‌ی من، درباره‌ی خانواده‌ام خدا را به یاد شما می‌آورم.» (5)
پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره‌ی قرآن خواندن تمثیلی زیبا فرمود:
«مؤمنِ قرآن خوان چون ترنج است که بویش خوش است و طعمش خوب.
و مؤمنِ قرآن نخوان چون خرماست، بی‌بو ولی با طعمی شیرین.
اما فاجر قرآن خوان چون علفی است خوشبو با طعمی تلخ.
و فاجر قرآن نخوان چون حنظل است، بی‌بو و تلخ.» (6)
بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، از افصح عرب و امیرمؤمنان (علیه السلام) خبری بگیریم که او چه شهادتی می‌دهد... او فرمود:
«... پس کتاب را بر او فرستاد و آن نور مطلقی است که غروب و افول را بر آن راهی نیست. چراغ روشنی که به خاموشی نمی‌گراید. دریای ژرف و پهناوری که عمقش پیدا نیست. راه مستقیمی است که رهروانش را گمراه نمی‌سازد. پرتو تابانی است که ظلمت و تاریکی را بر آن راهی نیست. فیصل دهنده‌ای که دلایلش سستی ندارد. بیان واضح و روشنگری که اصول و دلایل آن خلل ناپذیر است.
داروی شفابخشی که با آن از درد و بیماری ترسی نیست. مایه‌ی عزت و سربلندی است و یارانش خوار و زبون نشوند. حقیقتی که طرفدارانش بی‌یار و یاور نخواهند ماند. گنجینه‌ی ایمان و مرکز آن است.
دریای علوم و سرچشمه‌ی دانش و پایگاه دادوری و دادگستری است. قرآن، اساس و زیربنای اسلام است. وادی پهناور حق است. دریائی است که آب کشان نتوانند آبش را تمام کنند. چشمه‌ای است که آبش تیره و آلوده و آبشخورش از کثرت واردین تنگ نخواهد شد. منزلی است که راهش صاف است و مسافرش گمراهی ناپذیر.
قرآن، نشانه‌ها و علائم روشنی است که عابرین از آن نتوانند که غفلت ورزند. تلهای بلندی است که رهروانش آن را گم نکنند.
قرآن، کتابی است که خداوند آنرا سیراب کننده‌ی تشنگان علم، بهارِ دلهای فقیهان و دانشمندان و آخرین مقصود نیکان و پاکان قرار داده است...» (7).
پس از امام علی (علیه السلام) نوبت به امام جعفرصادق (علیه السلام) می رسد که فرمود:
«قرآن زنده‌ی جاوید است و هرگز از بین نمی‌رود. همچون شب و روز در همه‌ی زمان آمد و شد دارد. سیری چون آفتاب دارد و همان سان که به مسلمانان صدر اسلام روشنی می‌بخشید، به آیندگان نیز نورافکن و روشنی بخش خواهد بود.» از او (علیه السلام) پرسیدند که این چه رازی است که هرچه قرآن بیشتر خوانده می‌شود و بیشتر مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد، بر طراوت و تازگیش افزوده می‌گردد؟- فرمود: «چون قرآن برای مردم یک عصر و زمان معیّن و یا برای گروهی خاص نازل نشده است. بلکه قرآن برای همه‌ی زمانها و همه‌ی مردم نازل شده، بدین سبب همیشه نو است و برای مردم هر زمان (و در هر لحظه‌ای) تازگی دارد.» (8)
به قول ابن بابویه یا شیخ صدوق (م 381):
«قرآن کلام خدا و وحی او، فرستاده‌ی او و گفتار او و کتاب خداست. باطل در آن راه ندارد، از سوی خداوند حکیم و دانا فرستاده شده است، گزارش حق است و سخن درست. بیهوده نیامده، خدای تعالی او را ایجاد کرد و نازل فرمود و خود بدان تکلم فرموده و خود نگهدار اوست. و اعتقاد ما این است که قرآنی که خداوند بر پیامبر فرستاده، همین است که میان دو جلد در دست مردم است. نه بیشتر از آن است و نه کمتر. و هر کس به ما نسبت دهد که می‌گوئیم بیش از این بوده، دروغ گفته است.» (9)
این کلام خداست، این سخن پروردگار جهانیان است، این کتاب خداست و از ذات او تراوش کرده، از مصدر جلال و عظمت کبریائیش بر مهبط وحی الهی نزول یافته، بر دل پاکترین پاکانِ جهان نقش بسته و دو لب مبارک فرخنده‌اش بدان مترنّم گشته، دلِ گروندگانْ حافظش شده و دستِ توانای مؤمنان نقش نگار دفتر و دیوانش گشته، مونس عزیز شبهای درازِ شب زنده داران کویِ دوست بوده، واسطه و راهنمای راز و نیازِ پرستندگان و راه‌گشایِ دلدادگان طریقت حق بوده، آشنای ذات او است و از او سرچشمه گرفته، و این خود او تعالی است که حافظ و نگهبانش است.
کجا کوتاه خرد کج اندیشِ متناهی می‌تواند از این دریای ناپیدا کنارِ نامتناهی، از این سرچشمه‌ی صافیِ برکت که به ازلیّت پیوسته و با ابدیّت همخو است، از این منبع فیضانی که آبشخورش ذات پاک او است، چیزی جز درخور عقلِ ناقص و خرد کمِ خود درک کند. متناهی کجا به نامتناهی ره بَرد؟ هیهات، هیهات.

گر بریزی بحر را در کوزه‌ای *** چند گنجد؟ قسمت یکروزه‌ای
پس، آب کم جو، تشنگی آور بدست *** تا بجوشد آبت از بالا و پست

کجا نقص می‌تواند کمال را بیابد؟
کجا زشتی خبر از زیبائی دارد؟
کجا تاریکی و کوری معنی روشنی و نور را داند؟
البته عقول بشری در راه شناخت کلام خدا گامی برداشته و هر یک به فراخورِ حال خود از این بی‌کرانِ ناپیدا کنار خبری گرفته، اما هرکدام از دیدِ خود و به قدرِ فهم و درکِ خود از معشوق خبری آورده و به قدر تشنگی از این چشمه‌ی صافی نوشیده، ولی حقیقت او چیست و کُنه این حقیقت تا به کجا کشیده و رمز و سرّ اصلی کدام است؟ خدا داند و بس. خردی کم، بینشی نزدیک، کجا عظمت لایتناهی را بشناسد!
این کتاب رهبر و راهنمای سعادت است و نیکی. میزان و معیار و ترازوی عدل است و زیبایی. راهنمایی است که تا پایانِ زمان، به خیر و برکت راهبر است.
عجیب نیست که قرآن در طی چهارده قرن و در قلمروی به وسعت مساکن مسلمانان در پنج قاره‌ی جهان، هزارها میلیون نفوس مسلمان را این چنین به خود مشغول داشته است و این طور مردم دانشمند و خطیب، مصلح اجتماعی و فقیه، سیاسی و پژوهنده متوسل بدین کتاب بوده و هستند. کتابی نیست در دنیا که همچون قرآن مورد بحث و گفتگو قرار گرفته باشد. روزی نمی‌گذرد که کتابی در این باره نشر نیابد. قرنهاست که دانشمندان بدین کتاب اشتغال دارند. کلمات و حروفش را شمرده‌اند. حروف با نقطه و بی‌نقطه‌اش، کلمات کوتاه و بلندش، کوتاه‌ترین و بلندترین آیه یا حتی کلمه را، خمس به خمس و عشر به عشر، حزب به حزب و جزء به جزء را شماره و به دقت تعیین کرده‌اند. جای هر کلمه‌ای در هر آیه، مورد بحث‌های مفصلی به بزرگی جلدهای متعدد کتاب‌ها قرار گرفته، هر زیر و زَبَری از هر کلمه‌ای مورد هزارها بحث نحوی و صرفی و کلامی و فقهی و تفسیری و... بوده است. رسم الخط کلماتش بحث‌ها داشته، تدبّرات عقلی و شواهدِ اصولی و نظری مایه‌ی استنباط اصولیّون و پایه‌ی علم اصول دین شده، معانی خطابها و اقتضای عام و خاص و نصّ و ظاهر و مجمل و محکم و متشابه و امر و نهی و نسخ و امثال آن، مایه‌ی اصول فقه گشته، اساس حلال و حرام و سایر احکام فقهی از آن نشأت گرفته، داستان‌ها و قصه ها کارِ مورخان شده؛ موعظه و حکمت و تمثیل و رعد و وعید و حساب و کتاب و عقاب و ثواب، تنبّه و عبرت خطباء و واعظان را برانگیخته علم فرائض و مواقیت و معانی و بیان و بدیع و امثال آن، از این کتاب سرچشمه گرفته است. خلاصه کنم، هیچ کتابی در جهان، به اندازه‌ی قرآن مورد توجه و عنایت جامعه‌ی بشری نبوده و نیست. اضافه کنم که به همین دلیل، هیچ کتابی در جهان، در طول یک چنین دوره‌ی دراز چهارده قرنی، چنین مصون از دستبرد و تحریف نمانده و همین، صدق کریمه است که فرمود:
«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ‌ (15: 9)
این کتاب مقدس مسلمانهاست که در همه جای دنیا حضور دارند و هر روز آیتی چند از آن را بر زبان می‌آورند. اصول دین، موازین اخلاقی، روابط اجتماعی و سیاسی و قضائی و اقتصادی، احوالِ شخصی و حتی اندیشه و گفتگو و رؤیای یک فرد مسلمان، همه چیز زندگیش، متکی بدین کتاب و تحت تأثیر تعلیم آن است و از آن سرچشمه می‌گیرد.
این خود‌ِ قرآن است. در آن تحریف و دروغ و کاستی و افزونی از انسانها راه نیافته، تخیّلات شاعرانه و خیالبافی‌های ادیبانه و گرایش‌های مغرضانه‌ی بشری در آن نیست. این وحی است و تنزیل. هدایت است و رحمت. امر است و نهی... اختصاصی به انسانی خاص و امّتی مخصوص ندارد. جهان شمول است و گیتی فرا. در هر زمان و مکان، بهتر راهبر و راهنماست.
قرآن، اساس جامعه‌ی اسلامی است. پایه‌گذار تمدن اسلامی و منبعِ اولای تشریع و فقه و منشأ تفکرات و تدبّرات مذهبی است. چنان پایه‌ای از رفعت یافته که معاندی سرسخت چون گلدزیهر یهودی ناچار از اعتراف می‌گردد که «تقدیر و احترام قرآن را هیچ اثر ادبی دیگر در جهان بدست نیاورده است.» (10)
هیچ کتاب دینی در جهان نیست که چون قرآن تحریض بر علم و دانش اندوزی داشته باشد، تکیه بر تقوا و فضیلت و کرامت انسانی بکند. با «اقرء»‌آغاز می‌کند و در «کمال» به پایان می‌برد.
این همه گفتگو از چیست؟ از پیامی که او برای انسانها دارد.
پیام قرآن ساختن انسان است.
انسانی که از قید تعلّقات مادی وارسته باشد- انسانی برتر و آماده‌ی ادای امانت. ساختن جامعه‌ای از بهترین انسانها و بهترین امتها، تا امانت الهی را به بهترین وجهی ادا نماید. دعوت به خیر و حق و هدایت است. امربه معروف و نهی از منکر است. به صبر و حق و رحمت وصیّت می‌کند. با ظلم و تجاوز و گناه نبرد می‌کند، تا عدل و نیکی و رحمت، و منزلت و کرامت انسانی، صداقت و وفاء مستقر گردد و حکومت خلق کریم برقرار شود.
فواحش و منکرات ریشه کن باشد. زنجیرهای جهل و ضلالت، ستم و تباهی اخلاقی و اجتماعی و در یک کلمه «ظلمت» پاره گردد و هدایت به سمت عدالت و خیر، روشنایی و نور مستقر گردد، که در این دین همه رحمت است و شفاء و هدایت.
پیام، پیام خداست به همه‌ی انسانها! همه‌ی انسانها با خدا در ارتباطند، رابطه‌ای مستقیم و بدون واسطه دارند. او از خودِ انسان به انسان نزدیکتر است. و مهمتر اینکه همه در این ارتباط و نزدیکی مساوی و برابرند. هیچ‌کس را نمی‌رسد که خود را به خدا نزدیکتر از دیگری بداند. خدا خدای همه است و سپید و سیاه و کوتاه و بلند و پیر و جوان ندارد. برتری و یا بهتر بگویم نزدیکتر شدن به خدا، تنها از راه تقوا و پرهیزگاری است. هر کس با خدا، با آن عظمت لایتناهی، با خالقِ همه‌ی کائنات، با بوجودآورنده‌ی همه‌ی موجودات در ارتباط مستقیم و همیشگی است و کسی نزدیکتر که پرهیزگارتر. تقوای به دل و عمل، به چشم و دست و دل.
چنین است که این کتاب مونسِ دلهای بی‌قرار در شبهای دراز می‌گردد و تریِ زبانها و امید قلبهاست.

«تا قیامت می‌زند قرآن ندا *** کای گروهی جهل را گشته فدا
من کلام حقم و قائم بذات *** قوت جان جان و یاقوت زکات
نور خورشیدم فتاده بر شما *** لیک از خورشید ناگشته جدا» (11)

خوشا آنان که بدین ندا لبیک گویند و اجابت شنوند که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خود فرمود:
«اهل قرآن، اهل الله و بنده‌ی خاص خدایند.» (12)
و هماهنگ امام سجاد (علیه السلام) بگوئیم: «بارخدایا! ما را از کسانی قرار ده که به ریسمان قرآن چنگ می‌زنند.» (13)

پی‌نوشت‌ها:

1. مسلم: فضائل الصحابه، 37. ترمذی: مناقب 31. الدارمی: فضائل القرآن1. مسند احمد بن حنبل3: 4، 17، 26، 59 و5: 182.
2. کافی: فضل القرآن، ح 8 و2.
3. البیان 26 و 27. المیزان1: 10. الدارمی: فضائل القرآن1. فضائل القرآن ابن کثیر: 9 و10. ترمذی: فضائل القرآن11: 30 با اختلاف. بحارالانوار9: 7 از تفسیر عیاشی. شبیه آن در اصول کافی 4: 407، مجمع البیان1: 16.
4. فضائل القرآن ابن کثیر، 10. فضائل القرآن دارمی1. مجمع البیان1: 16.
5. ترمذی: مناقب 31. مسند احمد 2: 14 و 3: 14، 17، 26، 59 و5: 182، مستدرک حاکم3: 148، اسدالغابة2: 12 و 3: 147، مناقب مرتضوی97، ینابیع المودة30، 31، 35، 191، تاریخ بغداد 8: 442، البدایة و النهایة 7: 348. نهج ابن ابی الحدید2: 130، تفسیر ابن کثیر9: 113، عقد الفرید2: 111، طبقات الکبری2: 194، ارجح المطالب336، صواعق المحرقه 136، مناقب معازلی 234، ذخائر العقبی 15، مجمع الزواید 9: 163، الدرالمنثور2: 60، کنزالعمال1: 342، تاج العروس7: 245، لسان العرب11: 88، صحیح مسلم7: 122، مصابیح السنه2: 204، از شیعه و تشیع مغنیه: 98.
6. بخاری، فضائل القرآن17، سنن الدارمی، فضائل القرآن 8، الجامع الصغیر، ماده‌ی «مَثَل المؤمن».
7. نهج البلاغه، خطبه‌ی 198. در این باره خطبه‌های 1، 2، 18، 83، 86، 91، 111، 121، 125، 127، 133، 138، 156، 158، 176، 183 و 198 نیز دیده شود.
8. عیون اخبار الرضا، چاپ سنگی، ص239.
9. اعتقادات صدوق 84 به بعد.
10. العقیدة و الشریعة، ص41.
I. Goldziher,Le Dogme et La Loi de L islam,p. 25,Paris,1958.
11. مثنوی مولوی.
12. مجمع البیان1: 15، مسند احمد3: 128 و 242.
13. صحیفه‌ی سجادیه، دعای 42.

منبع مقاله :
رامیار، محمود؛ (1392)، تاریخ قرآن، تهران: انتشارات امیرکبیر، چاپ سیزدهم

 

چاپ اين صفحه

نظرات  (۰)

با نظر دادن در این مطلب به عنوان اولین نظر ده این مطلب جهت رفع مشکلات و پیشرفت وبلاگ شهر قرآن قدمی بردارید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی