شهر قرآن

راهی برای نزدیک تر شدن با قرآن

شهر قرآن

راهی برای نزدیک تر شدن با قرآن

خبرهای جدید وبلاگ شهر قرآن :
به زودی این مکان جدید ترین امکانات و خدمات به محبان قرانی اطلاع رسانی میکند .



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
سامانه افزایش بازدید و ورودی گوگل میترا رنک
آخرین نظرات

 
 

جایگاه بهشتیان در بهشت 

بهشتیان در محیطی مملو از صلح و صفا و عشق و محبت بر تخت‏های بلندی که کاملاً به اطراف اشراف دارد: فیها سرر مرفوعه (غاشیه، آیه 13) و بر روی آنها فرش‏های گران‏بهایی گسترده‏اند: و زرابیّ مبثوثه (غاشیه، آیه 16) و بالش‏هایی به‏ترتیب و منظم بر آنها چیده شده است: و نمارق مصفوفه (غاشیه، آیه 15) روبه‏روی یکدیگر تکیه زده‏اند: متکئین علیها متقابلین (واقعه، آیه 16) و به تماشای نعمت‏های عظیم الهی مشغول‏اند: علی‏الأرئک ینظرون (مطففین، آیه 23) سریر تختی است که سرور و شادی در استفاده از آن موردنظر است و بلند بودن این تخت هم اشاره به جایگاه بلند بهشتیان دارد یعنی وقتی بر روی آن تکیه می‏زنند مجموع زیبایی‏های اطراف، زیرنظر آنهاست و نیز اشاره‏ای است به پایگاه رفیع و مقام و مرتبه والای آنان و روبه‏رو نشستن آنان نیز کنایه از نهایت انس و حسن معاشرت و صفای باطن ایشان دارد. 

خدمتگزاران بهشتی 

نوجوانانی همچون مرواریدهایی در صدف گرداگرد بهشتیان گردش می‏کنند و هرلحظه آماده خدمتگزاری هستند: ویطوف علیهم غلمان لهم کأنّهم لوءلوء مکنون (طور، آیه 24). غلمان نیز مانند حور از مخلوقات بهشتی است که خداوند برای خدمتگزاری به بهشتیان خلق کرده است و از شدت زیبایی و صفا مانند مرواریدی است که در صدف جای دارد زیرا تا زمانی‏که مراورید در صدف است و هنوز در معرض آلودگی هوا و دست‏ها قرار نگرفته، کاملاً شفاف و درخشنده است. طراوت و نشاط و زیبایی این نوجوانان چنان چشمگیر است که در مجالسی که ایشان خدمت می‏کنند گویی مروارید نثار کرده‏اند: ویطوف علیهم ولدان مخلدون اذا رأیتهم حسبتهم لوءلوءاً منثوراً (دهر، آیه 19).

ظروف بهشتی 

در گرداگرد بهشتیان ظرف‏ها و قدح‏های بلورینی از نقره می‏گردانند یطاف علیهم بآنیة من فضّة و اکواب کانت قواریراً (دهر، آیه 15). نکته جالب این‏که ظروف بلورین بهشتی از نقره ساخته شده است یعنی هم شفافیت و صفای بلور را دارد و هم درخشندگی و زیبایی نقره را.
آیه مبارکه سوره زخرف نیز اشاره به کاسه‏ها و کوزه‏های زرین و طلایی دارد: یطاف علیهم بصحاف من ذهب و اکواب و فیها ما تشتهیه الأنفس و تلذالاعین و انتم فیها خالدون (زخرف، آیه 71) و در ادامه آیه، خدای سبحان تمام نعمت‏های بهشتی را در عبارتی کوتاه جمع می‏کند به‏گونه‏ای که اگر تمام خلایق بخواهند انواع نعمت‏های بهشتی را توصیف کنند نمی‏توانند وصفی پیدا کنند که این عبارت شامل آن نباشد چون می‏فرماید آنچه دل می‏خواهد و چشم از آن لذت می‏برد در بهشت وجود دارد و چون ارزش واقعی نعمت به همیشگی بودن آن است در فراز آخر آیه می‏فرماید: «شما جاودانه در آنجا خواهید ماند».

لباس‏ها و زیورهای بهشتی 

بهشتیان با دستبندهایی از طلا و مروارید زینت می‏شوند و به آنها لباس‏هایی از حریر سبز می‏پوشانند جنّات عدن تجری من تحتهم الانهار یحلّون فیها من اساور من ذهب و یلبسون ثیاباً خضراً من سندس و استبرق (کهف، آیه 31). هر آیه‏ای از آیات قرآن کریم که در آن سخن از زینت‏آلات و لباس بهشتیان آمده اشاره دارد به این‏که زینت‏های بهشتیان از طلا و نقره و مروارید و لباس‏های آنان از حریر نازک و ضخیم و به رنگ سبز است. انتخاب رنگ سبز بدان جهت است که رنگ سبز مانند برگ درختان بسیار نشاط‏آور و آرام‏بخش است: عالیهم ثیاب سندس خضر و استبرق و حلوا اساور من فضّة (دهر، آیه 21). توضیح این‏که: پوشیدن لباس در بهشت به جهت زیبایی و تنوع است نه سرما و گرما.

نوشیدنی های  بهشتی 

گرداگرد بهشتیان قدح‏هایی از شراب طهور را می‏گردانند، شرابی که سفید و درخشنده و لذّت‏بخش است و موجب فساد و تباهی عقل نمی‏شود: یطاف علیهم بکأس من معین بیضاء لذّة للشاربین لافیها غول ولاهم عنها ینزفون (صافات، آیات 45و46و47): فیها انهار من ماء غیر اءسن و اءنهار من لبن لم یتغیر طعمه و أنهار من خمر لذة للشاربین و أنهار من عسل مصفّی (محمد، آیه 15). نهرهایی از آب گواراست که هیچ‏وقت بدبو نخواهد شد و نهرهایی از شیر است که هیچ‏وقت طعم آنها تغییر نخواهد کرد زیرا بهشت جای فساد و تباهی نیست و نهرهایی است از عسل خالص و پاکیزه و هم‏چنین نهرهایی از شراب طهور که بسیار لذت‏بخش است و ناگفته پیداست که شراب بهشتی هیچ‏گونه ارتباطی با شراب آلوده دنیا ندارد. شراب بهشتی شرابی نیست که به‏صورت تدریجی و مخفیانه در وجود انسان نفوذ و سلسله اعصاب را مختلف کند و عقل و هوش را از بین ببرد بلکه شرابی است پاک و پاک‏کننده و خالی از رنگ‏های شیطانی، سفید و شفّاف که برای نوشندگانش بسیار لذت‏بخش است.
در آیه مبارکه سوره طور منازعه اهل بهشت در نوشیدن شراب مطرح می‏شود: یتنازعون فیها کأساً لا لغو فیها ولا تأثیم (طور، آیه 23). «جام‏های لبریز از شراب از یکدیگر می‏گیرند، شرابی که نه مستی و آلودگی در آن است و نه گناه». یتنازعون می‏تواند اشاره به این باشد که بهشتیان به‏عنوان شوخی و مزاح و افزایش سرور و انبساط، جام‏های پر از شراب را از دست یکدیگر می‏کشند و می‏نوشند.
نکته جالب دیگری که در سوره مبارکه دهر آمده، ذکر سه نوع شراب است: شراب کافوری، شراب زنجبیلی و شراب طهور: ان الابرار یشربون من کأس کان مزاجها کافوراً (دهر، آیه5). آیه مذکور تأکید یا قرینه‏ای بر این‏که ابرار، شراب کافوری را در بهشت می‏نوشند ندارد بلکه می‏فرماید: نیکوکاران شرابی آرام‏بخش می‏نوشند که نشان‏دهنده این است که ابرار در همین دنیا نیز از چنین شرابی می‏نوشند و از این مطلب کاملاً مشهود است که نیکوکاران دل به خدا بسته از آرامش خاصی برخوردارند.
نوع دیگری از شراب که به بهشتیان می‏نوشانند شراب زنجبیلی است: ویسقون فیها کاساً کان مزاجها زنجبیلاً (دهر، آیه 17). شراب زنجبیلی شراب تندی است که عشق‏آفرین است و حرکت به‏سوی محبوب را سرعت می‏بخشد. آیات اشاره دارند به این‏که شراب کافوری را خود می‏نوشند ولی شراب زنجبیلی را به آنها می‏نوشانند. 
شراب سومی که ساقی آن خود خداوند است شراب طهوری است: وسقاهم ربّهم شراباً طهوراً (دهر، آیه 21). طهور به معنای چیزی است که هم پاک است و هم پاک‏کننده، بنابراین شراب طهور جسم و روح را پاک نموده و چنان نورانیت و نشاطی می‏بخشد که قابل توصیف نیست. 
این شراب پرده‏های غفلت را می‏درد و حجاب‏ها را از بین می‏برد و انسان را شایسته حضور دائم در جوار قرب الهی می‏کند. شراب طهور با دست ساقی الست داده می‏شود و انسان را از ماسوی‏اللّه خالی کرده، غرق در جمال و جلال الهی می‏کند.
گویی همان‏گونه که دنیا مزرعه آخرت و زمینه‏ساز نعمت‏های اخروی است نوشیدن و نوشاندن این سه نوع شراب هم از دار دنیا آغاز شده و حالات مختلف سالک را در سیر و سلوک نشان می‏دهد و ظهور تامّ آن در دار آخرت است زیرا یک گروه از سالکان وقتی تحت‏تأثیر جاذبه‏های الهی قرار می‏گیرند چنان تند  حرکت می‏کنند که حتی نیم‏نگاهی هم به پشت‏سر خود نمی‏اندازند. این رهروان را باید با شراب کافوری آرام کرد. گروه دوم در سیر به سوی حق، حرکتی آهسته دارند گویی نمی‏دانند که راهی طولانی در پیش دارند به همین جهت به کام آنها شرابی زنجبیلی می‏ریزند که تند و عشق‏انگیز است و حرکت را تسریع می‏کند و در کام هر دو گروه بعد از سلوک راه حق شراب طهور می‏ریزند که تعلقات را می‏سوزاند و سالک را به مرحله‏ای از قرب می‏برد که جایی برای غیرحق باقی نمی‏ماند.
در آیه‏ای دیگر سخن از می‏صافی سربسته‏ای از چشمه تسنیم است که مقربان درگاه الهی از آن می‏نوشند. این شراب، شرابی است ناب و بی‏غش که در ظرف‏های سربسته و مهر شده قرار دارد و مهر آن از مُشک است و مشتاقان چنین شرابی در ربودن آن به رقابت می‏پردازند: یسقون من رحیق مختوم. ختامه مسک و فی ذلک فلیتنافس المتنافسون و مزاجه من تسنیم. عیناً یشرب بها المقربون (مطففین، آیات 25 و 26، 27 و 28) تنافس به معنای تمنّی و تلاش و رقابت دو انسان برای در اختیارگرفتن یک شی‏ء نفیس است و در آیه فوق به معنای مسابقه است و بشر را ترغیب می‏کند تا به سوی آن نعمتی که با عبارت رحیق مختوم توصیفش کرده است بشتابد. شراب‏های بهشتی از سرچشمه‏های گوناگون به‏صورت‏های مختلف جریان دارند. بعضی نهرهایی جاری هستند، بعضی از زمین فوران می‏کنند، بعضی مانند آبشار از بالا فرومی‏ریزند که این همان شراب تسنیم است که هیچ‏یک از نوشیدنی‏های بهشتی به پای آن نمی‏رسد.

خوردنی‏های بهشتی 

سفره عظیم خوردنی‏های الهی در بهشت بیش از گوشت تأکید بر میوه دارد که اشاره‏ای است به برتری میوه بر گوشت و هشداری است برای انتخاب غذا در دار دنیا: و أمددناهم بفاکهة و لهم ممّا یشتهون (طور، آیه 22). کلمه امددنا افزایشی مداوم را نشان می‏دهد و این معنا را می‏رساند که میوه‏ها و غذاهای بهشتی آن‏چنان نیست که با خوردن، کمبودی در آنها حاصل شود یا در فصل خاصّی وجود داشته باشد بلکه همیشگی و مستمر است: لکم فیها فاکهه کثیره منها تأکلون (زخرف، آیه 73). کلمه منها اشاره دارد به این‏که وفور نعمت به‏گونه‏ای است که بهشتیان هرچه از خوردنی‏های بهشت مصرف کنند جزئی از آنها را می‏توانند تناول کنند.
در آیه کوتاه دیگری در سوره رحمن سخن از شاخه‏های درختان دو بهشت است و این‏که بر هر شاخه‏ای از هر درخت، نوعی از میوه وجود دارد و این شاخه‏ها هیچ‏وقت پیر و فرسوده نشده و از طراوت و زیبایی آنها کاسته نمی‏شود: ذواتا أفنان (رحمان، آیه 48). کوتاه و مبهم‏بودن آیه به شنونده تفهیم می‏کند که هرگونه توصیفی از این نعمت‏ها محدودکردن آنهاست.
در آیه دیگری سخن از درختی سبز و خوش‏رنگ و خوش‏بو می‏رود که میوه‏ای شیرین و خوش‏طعم شبیه موز دارد. این درخت به‏گونه‏ای است که ساقه و شاخه‏هایش از میوه پوشیده شده است: وطلح منضود (واقعه، آیه 28).
در قسمت دیگری از این کتاب عظیم از باغ‏های انبوه و انواع انگورها نام می‏برد: حدائق و اعناباً (نبأ، آیه 32). ذکر این میوه به جهت فوائد بسیاری است که در آن وجود دارد. در مجموع، آیات بر این نکته تأکید دارند که میوه‏های بهشتی کاملاً در دسترس بهشتیان قرار دارد و چیدن آنها نیاز به هیچ رنج و زحمتی ندارد: قطوفها دانیه (حاقّه، آیه 22). دیگر این‏که این میوه‏ها محدود به فصل خاصی نبوده و در استفاده از آنها هیچ مانعی وجود ندارد: وفاکهة کثیره. لا مقطوعه ولاممنوعه (واقعه، آیات 32و 33).
قرآن کریم در ارتباط با غذاهای بهشتی تنها در سوره مبارکه طور که قبلاً ذکر شد اشاره به گوشت نموده و در آیه دیگری نیز گوشت پرندگان را مطرح می‏کند که رستگاران بهشتی از هر نوع گوشت پرنده که اشتها دارند برایشان آماده است: ولحم طیر ممّایشتهون (واقعه، آیه 21). 

همسران بهشتی 

یکی دیگر از نعمت‏های عظیم بهشت، وجود همسرانی پاک و پاکیزه است: قل أونبئکم بخیرٍ من ذلکم الّذین اتّقوا عند ربّهم جنّات تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها و ازواج مطّهره و رضوان من‏الله والله بصیر بالعباد (آل عمران، آیه 15). در واقع قرآن کریم در این آیه مبارکه به افراد با ایمان اعلام می‏کند که اگر از لذّات نامشروع و هوس‏های سرکش و آمیخته با گناه اجتناب کنند مفهوم آن، محرومیت از لذّات نخواهد بود زیرا علاوه‏بر این‏که می‏توانند از لذات مشروع در دار دنیا بهره ببرند از لذات جهان دیگر نیز که در سطح بسیار عالی قرار دارد نیز بهره‏مند خواهند شد و همسرانی پاک و پاکیزه در انتظار آنهاست. آیات در توصیف این زنان از جمال ظاهری و معنوی آنها بحث و گفت‏وگو می‏کند از جمله این‏که زیبارویان بهشتی خلقی نیکو و صورتی بسیار زیبا دارند: فیهنّ خیرات حسان (رحمان، آیه 70) که اشاره‏ای است به کمال زیبایی و جمع بین حسن سیرت و حسن صورت در آنان؛ زیرا این زنان چشمانی درشت و سیاه و شفّاف دارند و در زیبایی و لطافت همچون مروارید در صدف‏اند: حور عین، کأمثال اللوءلوء المکنون (واقعه، آیات 22 و 23) که این خود علاوه بر لطافت و زیبایی نشان‏دهنده دست‏نخوردگی آنان است زیرا مروارید تا زمانی که در صدف است تلألوء و درخشندگی خاصی دارد.
آیه دیگری عفّت وحیای این حوریان را مطرح می‏کند که دست هیچ جنّ و انسی به آنان نرسیده و به‏دنبال این جمال معنوی جمال ظاهری آنان را این‏گونه توصیف می‏کند که آنان در صفای رنگ و درخشندگی مانند یاقوت و مرجان‏اند که اشاره‏ای است به زیبایی فوق‏العاده آنان: لم یطمثهنّ انس ولاجانّ، کأنهنّ الیاقوت والمرجان (رحمان، آیات 56 و 58). این زیبارویان به همسرانشان عشق می‏ورزند و خوش‏زبان و فصیح هستند و با همسران خود هم سنّ و سال‏اند عرباً أتراباً (واقعه، آیه 37). آیه به محبّت و عشق بین آنها با همسرانشان و هم‏چنین تفاهمی که با هم دارند اشاره دارد.
آیه دیگری مطرح می‏کند که این سیاه‏چشمان زیبارو نگاه خود را از دیگران بریده و با ناز و کرشمه‏ای خاصّ فقط چشم به همسران خود دوخته‏اند: وعندهم قاصرات الطّرف عین (صافات، آیه 48). درمجموع این‏که این آیات، تصویری از زنان در بهشت ارائه می‏دهد که قابل‏تصوّر نیست.
 
و حقیقت مطلب این‏که توصیف نعمت‏های گران‏قدر و بی‏نظیر بهشتی با هیچ زبان و قلمی ممکن نیست و هیچ‏کس نمی‏داند که به پاداش نیکو کاری‏هایش چه نعمت‏ها و لذت‏های بی‏نهایتی در انتظار او خواهد بود.
برگرفته از : دانشنامه موضوعی قرآن - گیتی شرکاء
و سایت اهل البیت

نظرات  (۰)

با نظر دادن در این مطلب به عنوان اولین نظر ده این مطلب جهت رفع مشکلات و پیشرفت وبلاگ شهر قرآن قدمی بردارید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی